جلسه ۱۴۳
توضیحات:
فصل(5) في أن واجب الوجود واحد
جلسه ۱۴۳
9استاد: آن كه جنبه برزخى دارد دیگر آن خصوصیات عالم ماده را ندارد. همانطورى كه نفس خوردن در اینجا تبدیل به مواد و پروتئینها و ویتامینها و مواد اسیدیات و... مىشود و اینها براى بقاء بدن لازم است، آن صور برزخى تبدیل به خون نمىشود تا اینكه بدن من بقاء داشته باشد بلکه آن تبدیل به یك نوع حیات معنوى و یك نوع رزق مىشود كه آن التذاذ مختص با كیفیت خودش است. پس اصلاً از این مقولۀ كون و فساد و بدن ما یتحلل و... بهطوركلى خارج است.
تلمیذ: سیب مىآید تبدیل به نطفه مىشود.
استاد: بله، این مسئله باید یك جنبۀ مادى داشته باشد كه آن جنبۀ مادى تبدیل به نطفه شود. یعنى حكایت از این مىكند كه این یك صورت خارجى داشته است. یعنى همان حقیقت سیب بهشتى بدون دخل و تصرف در عالم ماده، تبدیل به خون شده و سلسلۀ مراتب براى تغییر و تغیر را طى كرده و تبدیل به نطفه شده است. از این نقطه نظر اشكالى ندارد.
تلمیذ: ... ؟
استاد: نه. در این مسئله یكى دو جریان و انتقال دارد انجام مىشود: یكى جریان نوریه و یكى هم جریان مادى، والا اگر در اینجا نطفه درمیان نباشد آن نور از كجا بلند بشود و از صلبی به صلب بعدى منتقل شود؟! باید یك زمینۀ خارجى باشد تا آن نور از پدر به پسر منتقل بشود؛ همینطور كه فوت نمىكند، بالاخره یك چیزهایى مىخواهد.
تلمیذ: حضرت جبرئیل فوت كرد دیگر.
استاد: آن هم حالا معلوم نیست، بروید و پیدایش كنید و ببینید که چهكار كرد.
تلمیذ: در روایت پدر و مادر به حضرت عیسى هم اطلاق ملك شده است و نوشته كه انسان خلقتش با ملك فرق مىكند، ماهیت دیگر دارد. من خودم در روایت دیدم به عیسى اطلاق ملك شده كه او فرشتهاى است.
استاد: نه، در اینجا بهمعناى همان جهت اشتراكش است. چون حضرت عیسى از نقطهنظر خلقت با بقیه فرق مىكرد و این خصوصیات روحى ایشان اصلاً یك خصوصیاتى بوده كه با جنبۀ مادى یكقدرى فرق مىكرده است. ایشان اصلاً میل به نكاح و ازدواج و... نداشته و این به این معنی است كه آن جنبۀ حیوانى در ایشان خیلى ضعیف بوده و بهعبارتدیگر مىتوانیم بگوییم كه فقط از جنبۀ حیوانى یك حركت را مثل بقیۀ افراد داشته اما نسبت به حالاتش، عدم میلش به دنیا، عدم میلش به ازدواج، اصلاً حضرت عیسى اگر مىخواسته هم نمىتوانسته ازدواج كند. یعنى كیفیت و شاكلۀ وجودى او با ازدواج منافى بوده است. روایات در این مسئله به این مطلب برمىگردد. لذا به عیسى روح الله مىگویند. یعنى جنبۀ روحى بر جنبۀ مادى غلبه دارد.1 البته این در جهت كمال [تأثیر] نمىكند. پیغمبر ما خیلى كمالشان بیشتر است چون مقام جامعیت داشتند و هرچه جامعیت بیشتر باشد او حیازت جمیع شرایط وجود را بیشتر مىكند.
- . من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 558:
«قال الصّادِقُ علیهالسلام: قیلَ لِعیسَى بنِ مریمَ علیهالسلام: ”ما لَك لا تَتَزَوَّجُ؟“ فقال: ”و ما أصنَعُ بالتّزویجِ؟“ قالوا: ”یولَدُ لَك“ قال: ”و ما أصنَعُ بالأولادِ إن عاشوا فَتَنوا و إن ماتوا أحزَنوا“.»
؛ بحار الأنوار، ج 14، ص 238:
«قال أمیر المُؤمِنینَ علیهالسلام فی بعضِ خُطَبِهِ: و إن شِئتَ قُلتُ فی عیسَى بن مریَمَ علیهالسّلامُ فلقد كانَ یَتَوَسَّدُ الحجَرَ و یَلبَسُ الخَشِنَ و كان إدامُهُ الجوعَ و سِراجُهُ باللّیلِ القَمَرَ و ظِلالُهُ فی الشّتاءِ مَشارِقَ الأرضِ و مَغارِبَها و فاكِهَتُهُ و رَیحانُهُ ما تُنبِتُ الأرضُ لِلبَهائِمِ و لم تَكُن له زَوجَةٌ تَفتِنُهُ و لا وَلَدٌ یَحزُنُهُ و لا مالٌ یَلفِتُهُ و لا طَمَعٌ یُذِلُّهُ دابَّتُهُ رِجلاهُ و خادِمُهُ یَداهُ.»
؛ النور المبین فی قصص الأنبیاء و المرسلین، ص 418:
«و رویَ أنّ عیسَى علیهالسلام اشتَدَّ علیه المَطَرُ و الرّعدُ یَومًا فجَعَلَ یَطلُبُ شَیئًا یَلجَأُ إلیه فرُفِعَت له خَیمَةٌ مِن بَعیدٍ فأتاها فإذا فیها امرَأةٌ فحادَ عنها فإذا هو بكَهفٍ فی جَبَلٍ فأتاهُ فإذا فیه أسَدٌ فوَضَعَ یَدَهُ علیه و قال: ”إلهی لِكُلّ شَیءٍ مَأوًى و لَم تَجعَل لی مَأوًى“ فأوحَى اللهُ تعالى إلیه مَأواكَ فی مُستَقَرِّ رَحمَتی و عِزّتی لَأُزَوِّجَنّك یوم القیامَةِ مِائَةَ حوریّةٍ خَلَقتُها بیَدَیَّ و لَأطعِمُ فی عُرسِك أربَعَةَ آلافِ عامٍ یومٌ منها كَعُمُرِ الدّنیا و لآمُرَنَّ مُنادیًا یُنادی أینَ الزُّهّادُ فی الدُّنیا احضُروا عُرسَ الزّاهِدِ عیسى بنِ مَریَم.»
- . من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 558:

