جلسه ۱۴۳
توضیحات:
فصل(5) في أن واجب الوجود واحد
جلسه ۱۴۳
6تلمیذ: ﴿وَجَدَ عِندَهَا رِزۡقٗا﴾ یعنى چه؟
استاد: ﴿وَجَدَ عِندَهَا رِزۡقٗا﴾ یعنى از همین اطعمه.
تلمیذ: اطعمۀ مادى دنیا است؟
استاد: بله، یعنى آن حقائق صوریه بهصورت طعام مادى برایشان مىآید. منتها یا اینكه به جسم تبدیل مىشود یا اینكه به جسم تبدیل نمىشود بلکه در همان مرحلۀ صورت باقى مىماند. بهعبارتدیگر نهاینكه حضرت زكریا یك طبق خارجى دو كیلویى یا سه كیلویى كه اگر همان را روى ترازو بگذارند سه كیلو است در مقابلش دید، بلکه حضرت زكریا در نفس مكاشفهاى كه داشته، این نِعَم صورى را در كنار حضرت مریم دیده است. در کنار او دیده، نه بهمعناى كنار مكانى است بلکه در جنب حضرت مریم این نِعم صورى را مشاهده كرده است.
تلمیذ: در حقیقت همان بهشت بوده است.
استاد: بله، همین نعمتهاى بهشتى است. یعنى این فواكه بهشتى را كه بهصورت مادۀ كیلویى نیامده در كنار حضرت مریم مشاهده كرده است، بهطورى كه اگر شخص دیگرى وارد در آن اتاق بشود چنین چیزى را نمىبیند. چون چشم از نقطه نظر فیزیكى باید به ماده برخورد بكند تا اینكه بتواند مشاهده بكند و این خارج از حدود ماده است لذا ندیده است. اینطور مىتوانیم معنی كنیم.
تلمیذ: شاید هم وجود خارجى داشته باشد!
استاد: همین، عرض من هم بهعنوان یك طرف صحبت بود. یا اینكه ممكن است وجود خارجى هم داشته باشد. یا درباره قضیۀ حضرت زهرا سلام الله علیها كه پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم وارد شدند و چیزى در خانه نبود و حضرت زهرا مانده بود که چهكار كند، چون هیچ چیز نداشتند که بیاورند و جلویشان بگذارند، یكدفعه دعا كردند و یك طبقى آمد.1 ممكن است كه آن طبق هم همین جنبۀ نورى داشته باشد نه جنبۀ خارجى. البته هر دو احتمالش مىرود.
تلمیذ: اگر جنبۀ نورى باشد كه همیشه هست.
استاد: نهخیر، كیفیت آن فرق مىكند. عرض کردم که این به ظهورِ به شكل درآمدن است، به صورت واقعاً رطب شدن است. والا شخصى كه نماز مىخواند آن حقیقت به آن معنی و به آن صورت كه برایش در نماز نمىآید!
- . بحار الأنوار، ج 43، ص 29:
«أقولُ قالَ الزّمَخشَریّ فی الكَشّافِ عندَ ذِكرِ قِصّةِ زَكَریّا و مریمَ و عَن النبیّ صلی الله علیه و اله وسلم أنّهُ جاعَ فی زَمَنِ قَحطٍ فأهدَت له فاطِمَةُ رَغیفَینِ و بَضعَةَ لَحمٍ آثَرَتهُ بها فرَجَعَ بها إلیها فقال: ”هَلُمّی یا بُنَیَّةُ“ و كَشَفَت عنِ الطَّبَقِ فإذا هو مَملوءٌ خُبزًا و لحمًا فَبُهِتَت و عَلِمَت أنّها نَزَلَت مِن اللهِ فقالَ: ”لها أنّى لكِ هذا؟“ قالت: ”هو مِن عندِ اللهِ ﴿إِنَّ ٱللَهَ يَرۡزُقُ مَن يَشَآءُ بِغَيۡرِ حِسَابٍ﴾*“ فقال: ”الحَمدُ لِلهِ الذی جَعَلَكِ شَبیهَةَ سَیّدَةِ نِساءِ بَنیإسرائیلَ“ ثمّ جَمَعَ رَسولُ اللهِ علیّ بنَ أبیطالِبٍ و الحَسَنَ و الحُسَینَ و جَمیعَ أهلِ بَیتِهِ حتّى شَبِعوا و بَقیَ الطّعامُ كما هو و أوسَعَت فاطِمَةُ على جیرانِها.»
ترجمه: «زمخشری در تفسیر کشاف ضمن داستان حضرت زکریا و مریم مینویسد: در زمانی که قحطی رخ داده بود فاطمه سلام الله علیها پدرش پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم را بر خویشتن مقدم داشت و دو گردۀ نان و یک تکه گوشت برای پیامبر فرستاد. پیامبر آن نان و گوشت را نزد فاطمه آورد و به وی فرمود: ”ای دختر من، بیا این غذا را بگیر“ وقتی حضرت فاطمه آن غذا را گرفت و روپوش را از روی آن برداشت، دید آن ظرف پر از نان و گوشت است. فاطمه مبهوت و متعجب شد آنگاه دریافت که آن غذا از طرف خدا عطا شده است. پیامبر به فاطمه فرمود: ”این غذا را از کجا آوردهای؟“ عرض کرد:”از طرف خداوند است که ﴿خداوند هر کس را بخواهد بدون حساب به او رزق و روزی میدهد﴾ رسول خدا فرمود: ”حمد مختص آن خدایی است که تو را شبیه به بانوی بزرگ بنیاسرائیل یعنی حضرت مریم قرار داده“ سپس پیغمبر علی بن ابیطالب، حسن، حسین و جمیع اهلبیت خود را جمع کرد. همه به قدری از آن غذا خوردند که سیر شدند ولی غذا همچنان باقی مانده بود. فاطمه آن غذا را بین همسایگانش تقسیم کرد.» (محقق)
*. سوره آل عمران (3) آیه 37.
- . بحار الأنوار، ج 43، ص 29:

