جلسه ۱۴۳
توضیحات:
فصل(5) في أن واجب الوجود واحد
جلسه ۱۴۳
11تلمیذ: ماده كه شد مكان دارد.
استاد: همین مكان چیست؟ مكان نفس وجود ماده است. ما مكان نداریم، ما زمان نداریم. مكان عبارت از نفس وجود ما است، منتها بهحسب اعتبار شما وقتى مادهاى را از دیگرى مىدانید، آن را ظرف و این را مظروف قرار مىدهید. حالا اگر این دوباره با توجه به یكى دیگر لحاظ بشود باز این ظرف میشود. منبابمثال الآن این اتاق مكان این فرش است، این فرش مىشود مظروف و اتاق مىشود ظرف. حالا اگر این سینى را روی این فرش بگذارید فرش مىشود مظروف و سینى میشود ظرف. بعد پارچ آب را در این سینى مىگذارید، این سینى مىشود ظرف و این پارچ مىشود مظروف. بعد آب داخل این پارچ مىریزید، آب مىشود ظرف و این پارچ مىشود مظروف. و بعد درون آب یخ مىریزید و... . پس مكان عبارت از یك امر انتزاعى یك امر خارجى نیست. آنچه در خارج هست عبارت از نفس المظروف است، ما درخارج از انتساب او به مظروف دیگر انتزاع مكان مىكنیم. چهطور اینكه از نفس آن تحقق امر مادى خارجى با آن كیفیت سكونش بر خودش انتزاع زمان مىكنیم. یعنى اصلاً فرض مىكنیم كه ما در این عالم نیستیم، در عالم ماه و ستاره و اینها نیستیم، ما را به یك جایى پرت كردند كه نه خورشیدى هست و نه ماهی هست و نه روز است، هیچ نیست، ظلمات محض است، به نفس وجود خودمان كه آن عالم احساس مىكنیم، از نفس وجود و حضور خودمان انتزاع زمان مىكنیم. از نفس وجود خود در موقعیت خودمان انتزاع مكان مىكنیم. بالأخره ما دور و برمان چیزى هست یا نیست؟ آیا هیچ دور و برمان نیست؟! حالا شما بگویید: هوا هست، بگویید: غیر هوا هست، بالاخره این ماده هرجا برود، نفس ماده با خودش مكان را همیشه مىبرد. اینكه ماده هرجا برود، در یك مكان ماده میرود، در یك زمان میرود. هرجا ماده رفت با خودش زمان و مكان را مىبرد و میگوید: من بدون زمان و مكان جایى نمىروم. این مىشود انتزاع زمان و مكان. اینکه یكهمچنین امرى در عالم وجود [ناسوت] كجاست، دیگر «كجاست» معنی ندارد!

