جلسه ۱۴۱
توضیحات:
فصل (4) في أن الواجب لذاته واجب من جميع جهاته
جلسه ۱۴۱
8مظهر جزئى مثل علمى كه الآن در بنده و سركار هست، این علم، علم جزئى است. یكوقت همین علم جزئى مىشود علم كلى. ما این بحث را نمىكنیم این علم جزئى متصل به آن علم كلى مىشود؛ آن بحثهاى دیگر است كه این قدرت جزئى ظهور آن قدرت كلى است، این عطوفت جزئى ظهور آن عطوفت كلى است، این عقل جزئى ظهور آن عقل كلى است، و هرچه انسان در مدارج رشد بالا برود به آن عقل كلّى نزدیكتر مىشود، عقل او واسعتر مىشود، قدرت تعقل او بیشتر مىشود تا به حدى كه عقلش به عقل مجرّد محض برسد، این بحثها را فعلاً در اینجا مطرح نمىكنیم. فعلاً این بحث دو دوتا چهارتا را مىكنیم. این علم آیا وجود است یا وجود نیست؟ آیا این علم خودش نحوٌ مِن الوجود أو لا؟ این علم كه الآن ظهور براى آن وجود مطلق است، این علم، علمجزئىاست. همین علم جزئى، آن وجود بهصورت علم كلى هم درمىآید، آن علم كلى عبارت از علم حق است. همین وجود منبسط و وجود ذات بهصورت قدرت و بهصورت اراده و مشیّت هم درمىآید، آن علم عبارت از وجود حق است.
ماحصل بحث اتحاد و عینیت اسماء و صفات با ذات حق تعالی
بنابراین در مقام تنازل، اسماء و صفات حق مظاهر براى آن وجود اطلاقى هستند. از نقطه نظر حقیقت و واقعیّت، آن اسماء و صفات كلیه عین ذات هستند همانطورى كه این اسماء و صفات جزئیه عین وجود بسیط و وجود اطلاقى هستند، هیچ فرقى در آنجا ندارد. اگر شما قائل به عدم تنافى در اسماء و صفات كلیّه با ذات حق هستید باید قائل به عدم تنافى با اسماء و صفات جزئیّه با ذاوت الاشیاء و با آن حقیقت الوجود باشید. اگر قائل به تنافى در اسماء و صفات جزئیه در خارج و اختلاف آن با ذات هستید، باید قائل به اختلاف بین اسماء و صفات با آن وجود حق كه آن وجود اطلاقى ـ آنجا دیگر وجود وحدت است ـ است باشید.

