جلسه ۱۴۱
توضیحات:
فصل (4) في أن الواجب لذاته واجب من جميع جهاته
جلسه ۱۴۱
2در مسئلۀ صرف الوجود و مسئلۀ اختلاف موجود، همین مطلب را ما مشاهده مىكنیم. منبابمثال زید داراى اوصاف و اسماء مختلفى است. زید داراى صفت عاقل و شاعر و عالم و قاهر و رحیم و عطوف و مغضب و امثالذلك است. این صفات مختلفى است كه در بعضى از اینها حقیقت جوهریهشان به نهایت و آخرین مرتبۀ شدت تنافى مىرسد، مانند صفت غضب و صفت لطف كه اصلاً بینهما بَونٌ بعیدٌ است. این صفات مختلف و مظاهر مختلف، یك جامع واحدى دارند كه آن جمع واحد عبارت از نفس ناطقه است. نفس ناطقه، علت و منشأ و مبدأ براى ظهورات مختلفه است، بهطوریكه اگر آن نفس ناطقه از میان برخیزد دیگر صفتى باقى نمىماند و همۀ اینها معدوم مىشوند. حالا این نفس ناطقۀ ما چه جهتى در آن هست؟ آیا در نفس ناطقۀ ما یك جهت مخلوط است، یعنى یك تركیبى از شهوت و غضب است یا نه، نفس ناطقه عبارت است از یك حقیقت واحدۀ بسیطه كه آن حقیقت واحدۀ بسیطه مىتواند به این جهات مختلف بروز و ظهور پیدا كند؟ و از اینجا ما به این مطلب مىرسیم که این نحوۀ جامعیّتى كه انسان دارد و حتى ملائكه ندارند این بهخاطر این است كه نفس ناطقۀ در انسان، مستجمع جمیع صفات خواهد بود، ولى در آن نفس قدسیّه و مجردۀ ملائكه چون جامعیّت نیست لذا آنها فقط از نقطه نظر بهاء و جمال بروز و ظهور دارند. اما حقیقت آنها كه عبارت از وجود بسیط بدون مقام ظهور است، آن وجود دیگر با وجود نفس ناطقۀ انسان در آنجا تفاوتى ندارد. پس در اینجا ما به این نكته مىرسیم كه در پس پردۀ اسماء و صفات یك حقیقتى وجود دارد كه آن حقیقت وجودیّه باز تا به مرحلۀ وجود بسیط و وجود مجرّد، راه طولانى دارد.
آنچه كه ما از مظاهر مختلفه در موجودات مىبینیم، منبعث از نفس و حقیقت آنهاست، آنچه كه ما از صفات و اسماء مختلفه در ملائكه مىبینیم، منبعث از قالب وجودى آنهاست؛ این در یك طرف. از طرف دیگر آن اسماء و صفات مختلفهاى كه ما در انسان مىبینیم، منبعث از آن كیفیّت وجودیۀ نفس ناطقه است، و ما مىبینیم که این اعمّ و اوسع از آن نفس قدسیۀ مجردۀ نوریّۀ ملكوتیۀ ملائكه است و جنبۀ جمعش بیشتر از او است. حالا بین این دو موجودیّت باز یك مرتبه تا مرتبۀ حقیقت تجردیّه فاصله است كه عبارت از وجود مطلق باشد. حالا در همین مرحله، این ذات كه این ذات نفس تعیّن آن وجود است هنوز در اینجا باقى است. از این ذات، صفات مختلفى نشأت مىگیرد و تراوش میکند، هم در مورد مجردات و مبدعات و هم در مورد انسان و سایر خلائق و عالم كون و فساد. آنچه از این ذات نشأت مىگیرد عبارت از بروزات و ظهورات است، ولى نفسخود ذات عبارت از حقیقتى است كه آن حقیقت مظهر براى آن وجود مطلق و صرف الوجود است. پس باز در اینجا ما بین ذوات اختلاف مىبینیم، همانطورى كه بین صفات اختلاف مىبینیم.

