جلسه ۱۴۰
توضیحات:
فصل (4) في أن الواجب لذاته واجب من جميع جهاته
جلسه ۱۴۰
14خب این اشكال دوباره در اینجا مطرح است. اگر شما بگویید: در ذات چون لا تعین است این با تعین مىسازد، ما همین حرف را در مورد دوتا صفت مىزنیم؛ صفت قدرت و صفت علم هردوى اینها صفات متعینه هستند، مىگوییم: چون اینها صفات متعینه هستند تعین هیچ دخلى در اتحاد و عدم اتحاد ندارد، چون ریشۀ آنها لا تعین است بنابراین خود اینها هم با همدیگر اتحاد دارند، درحالتىكه کسی یكهمچنین حرفى نمىتواند بزند! شما بگویید كه در ذات خدا اینطور است ولى در زید آنطور است، خب چه فرقى بین زید و ذات خدا مىكند؟! در زید، ذات زید كه داراى علم است و داراى قدرت است آیا شما علم و قدرت در زید را عین هم مىدانید؟! مىگویند: نه! مىگوییم: چرا نمىدانید؟! مىگویند: بهخاطر اینكه اینها با همدیگر فرق مىكنند. مىگوییم: خب منشأش كه یكى است! مگر منشأش همان نفس زید نیست؟! خب نفس زید واحد است، ظهوراتش متفاوت است پس بگویید كه علم زید با قدرت زید با غضب زید با لطف زید اینها همه یكى خواهد بود. اینجا نمىتوانید این حرف را بزنید اما در مورد خدا این حرف را مىزنید؛ خب چه فرقى كرد؟! حكمُ الامثال فیما یجوز و فیما لا یجوز واحد. قاعدۀ عقلى که تخصیص بردار نیست! شما در مورد زید و امثال زید قائل به افتراق بین صفات با ذات بشوید اما همینكه در خدا مىروید این اختلاف را برمىدارید! درحالتىكه این حكم عقلى كه تعین، منع از اتحاد مىكند، در مورد ذات بارى هم وجود دارد. البته هنوز بحث مانده است.
اللهمَ صلّ علی محمد و آل محمد

