اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل (4) في أن الواجب لذاته واجب من جميع جهاته‏

جلسه ۱۴۰

توضیحات:

فصل (4) في أن الواجب لذاته واجب من جميع جهاته‏

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۴۰

12
  • تعین، مانع اتحاد صفات با یکدیگر و با ذات مطلق می‌شود

  • بناءعلى‌هذا آن وجودى كه‌ وجود مطلق است، آن وجود همان وجودى است كه به‌صورت قهر درآمده است و همان وجودى است كه به‌صورت لطف درآمده است، دوتا وجود نداریم. پس وجود عین ظهور خارج است ولى ظهورات در خارج عین همدیگر نیستند، چون آنها حد دارند. حد داشتن منافى با یكدیگر است. حد منافى است نه أصلهما، نه أصلهم، نه أصلهن. اصل اینها یكى است ولى حدود اینها تفاوت پیدا مى‌كند و این همان مسئلۀ وحدت وجود است.

  • تلمیذ: بله، مبدأ یكى است. از نظر مبدأ خیلى چیزها مبدأشان یكى است ولى بعد از تعینات و تشكلات‌ خارجى مختلف مى‌شوند، مثل همان مثالى كه زدید؛ یك طین است، یك گل است و مى‌آییم صد شكل را قالب‌گیرى مى‌كنیم. بحث در قالب‌گیرى‌ها است كه این دوتا قالب با اینكه كمال اختلاف باهم دارند چطور یكى شدند؟!

  • استاد: آن به‌خاطر قالب است.

  • تلمیذ: نه، مى‌گویند: یكى شدند.

  • استاد: چه کسى مى‌گوید یكى هستند؟!

  • تلمیذ: ذات و صفت یكى است و بحث در این است كه ذات و صفت چطور یكى شد؟!

  • استاد: خب بنده كه نمى‌گویم یكى است! از آنهایى كه مى‌گویند: یكى است سؤال كنید.

  • تلمیذ: پس وجه جمعش چیست؟

  • استاد: وجه جمع همان اقتران است.

  • تلمیذ: اگر به‌لحاظ مبدأ است، مبدأ که مظهر نشده است. آنهایى هم كه مى‌گویند: اینها اختلاف دارند مبدأ را یكى مى‌دانند.

  • استاد: آنهایى كه مى‌گویند: یكى هستند مبدأ را عین ظهور مى‌دانند. من مى‌گویم: اگر ظهور، ظهور است امكان ندارد ظهور با مبدأ یكى بشود! مبدأ، مبدأ اطلاقى است. اگر این مبدأ، مبدأ اطلاقى باشد، اگر به‌لحاظ اطلاق شما بخواهید نگاه بكنید این تعین دیگر در آنجا معنی ندارد، چون همین تعین در مورد صفت دیگر هم هست. اگر قرار باشد که این ذات عین مبدأ باشد، یعنى از نقطه نظر نحوۀ وجود و از نقطه نظر نحوۀ مفهوم، عین مبدأ بخواهد باشد بنابراین این صفت با صفت دیگر باید عینیت داشته باشد، درحالى‌كه اینجا دیگر این‌طور نیست. پس مى‌بینیم صفت علم با صفت قدرت از نقطه نظر مقام ظهور دوتا هستند و امكان اجتماع اینها نیست. این عدم امكان اجتماعِ این‌دو باهم به چه لحاظ است؟ به‌لحاظ تعینى كه دارد. چون این در یك محدودۀ ماهوى قرار گرفته و آن در یك محدودۀ ماهوى دیگر، این ماهیت‌ها با همدیگر نمى‌سازند. ماهیت یعنى تعین. وقتى كه این‌دو با همدیگر نساختند چطور همین محدودۀ ماهوى با مبدأ خودش كه بدون ماهیت است مى‌سازد؟! این عرض بنده است. یعنى چطور شما تعین را در لا تعین جا مى‌دهید و لا تعین را در تعین جا مى‌دهید؛ این منظور من است.

/ 0