جلسه ۱۳۸
توضیحات:
فصل (4) في أن الواجب لذاته واجب من جميع جهاته
جلسه ۱۳۸
7وقتی که واضع لغت دیده اگر به نفسِ ذات خودش توجه کند، خودِ نفسِ ذات اقتضای مطلبی را نمیکند، امّا همینکه اراده کرده این لیوان را بردارد [و] برداشته [است]، بین این دو مرحله، اختلافی را مشاهده کرده و اسم آن اختلاف را «قدرت» گذاشته است. حالا [چه واضع لغت و چه] هرکسی میخواهد باشد؛ واضع [لغت را] از باب [مثال] داریم میگوییم.
طرح اشکال دربارۀ «حمل شایع صناعی» و پاسخ مقدماتی
تلمیذ: پس در حقیقت شما باید زیرآب حمل شایع صناعی را زده باشید؛ به دلیل اینکه با این فرمایشی که کردید، اینطور نتیجهگیری میشود که اگر حمل شایع صناعی درست است، برگشتش به حمل اوّلی ذاتی است. اگر بگوییم: حمل اولی ذات...
استاد: نه، هنوز به آنجا نرسیدهایم! در وهلۀ اول، در حمل شایع صناعی، هر حمل شایع صناعی مسبوق به انکشاف مفهوم است. اوّل باید مفهوم آن حمل برای انسان روشن باشد، بعد آنوقت بحث در حمل شایع میرود که مصداقش در خارج چیست.
تلمیذ: چون حضرتعالی فرمودید: آنجا که حمل شایع هست میگویند: عینیت هست؛ یعنی عینیت در مصداق. شما فرمودید: عینیت در مصداق لازمهاش عینیت در مفهوم است؛ یعنی هر حمل شایع صناعی برگشت به حمل اولی ذاتی دارد.
استاد: شما خودتان مِن حیث عدم الالتفات، مُثبتِ عرائض بنده هستید. اینکه میفرمایید: «در حمل شایع یعنی این مفهوم، عین آن مصداق در خارج است»، خودتان آمدید و قبل از این حرف، اثبات مفهوم کردید. وقتی که من دارم میگویم: «زیدٌ قائمٌ»، میگویم: مفهوم «قائم» در خارج همان «زید» است دیگر؛ این معنای حمل شایع است. آیا قبل از آن شما آمدید و «قائم» را تصور کردید یا نكردید؟!
تلمیذ: «قائم» را تصور کردیم، «زید» را هم تصور کردیم؛ ولی این لازمهاش این نیست که مفهوماً هم یکی باشند. اینهایی که قائلاند به اینکه «اللهُ عالمٌ» و «اللهُ قادرٌ»، اینها قائل به حمل شایع هستند.
استاد: عرض بنده این است: اینکه الآن شما «قائم» را تصور کردید، آیا بین «قائم» و «زید» اختلاف دیدهاید یا ندیدهاید؟! اگر اختلاف نبینید که دیگر معنای حمل شایع در اینجا توجیه برنمیدارد! حمل شایع در آنجاست که اختلاف مفهومی هست، ولی در خارج، اتحاد مصداقی است. این اختلاف مفهومی از کجا آمد؟! این منظور من است. چرا بهجای «زیدٌ قائمٌ» نمیگویید: «زیدٌ جالسٌ»؟!

