جلسه ۱۳۷
توضیحات:
فصل (4) في أن الواجب لذاته واجب من جميع جهاته نکته ها وگفته های استاد: بررسی مباحث روز
جلسه ۱۳۷
8من با یكى از این آقایانى كه خودش از این افراد سپاهى است صحبت مىكردم براى چه این جنگ را ایشان ادامه دادند؟ و فلان این حرفها او در مىآید جواب این را مىدهد تو را خدا ببینید آقا در مقابل این بسیجیهاى جان بر كف چه جوابى دارد مثلا آقاى خمینى بدهد گفتم به به! پس مملكت ما را كله بسیجى دارد مىگرداند در مقابل این بسیجیها چه جوابى! عجب! دست شما درد نكند یعنى فرمانده ما كه سیزده ساله بود. چند سالش بود؟ سیزده سال بود. یعنى فرمانده ما اینها خودشان اینطور مىگویند فرماندهان ما سیزده سالهاند و
س: رهبر ما
ج: ها رهبر ما. اینها باید بیایند براى ما رهبرى كنند این مسأله شوخى نیست. وقتى كسى مىگوید رهبر ما طفل سیزده ساله است این را كه دیگر نمىتوانى خر كنى هر كسی؟؟؟ حالا این آسید حالا این شده رهبر بنده؟ مرتضاى من. چند سالش است؟ دوازده، سیزده سالش است. تفنگ را بدهم دستش نمىرود، روى مین نمىرود؟ این آسید مرتضى ما ١٣ سالش دیگر ١٢ سالش حالا یك سال كمتر مىگوئیم رهبر ما ١٢ ساله است آسید مرتضى تو نمىروى مین الان نمىدونم نمىروى آنجا بزنى فتح كنى؟ بله مىروم آقاجان این بیخود كرده مىرود تا آخرش مىرود هوا و صد تا تكه مىشود مىآید پائین این بچه چه مىفهمد آقا! من آن روز گفتم اصلا هیتلر یك ارتش بچه تشكیل داده بود به خاطر اینكه جلوى تانكهاى شوروى بایستد یك گروهى تشكیل داده بود از بچه ها بچه چه مىفهمد آقا به خودش نارنجك مىبست مىرفت زیر تانك! تانك را مىزد داغون مىكرد كذا و مىگفت بعد هم افتخار مىكرد تا این جوانان بچه ها هستند برلن سقوط نخواهد كرد آنها هم آمدند درب و داغونش برو پى كارت با آن بچه هاى نمىدانم چى چى هست این مكتب نیست این مكتب، مكتب منطق و علم و اینها نیست به این سمت حركت نمىدهد.

