جلسه ۱۳۷
توضیحات:
فصل (4) في أن الواجب لذاته واجب من جميع جهاته نکته ها وگفته های استاد: بررسی مباحث روز
جلسه ۱۳۷
6دیشب خواب مىدیدم كه به من مىگویند فلانى گوسفند دارد در خانه اش گوسفند دارد تربیت مىكند گوسفند دارد علف مىدهد گفتیم برویم تماشا كنیم ببینیم چیست؟ رفتیم بله آقا یك عده گوسفند هستند و اینها همه سرشان به آب و به علف هست آب مىخوردند فلان مىكنند. من رو كردم گفتم اینها چى چیست در خانه؟ اینها را آوردید؟ گفتند مىخواهیم گوسفند پروار كنم، گفتم بكن اتفاقا آقاى بهجت هم آنجا بود او هم تائید مىكرد مىگفت كه آره فعلا این پرورش دام خیلى مفید گفتیم خیلى خوب بروم پرورش دام؟ نمىدانیم دیشب چه دیشب خیلى آقا منزل شما خوردیم. این مردم اینطوریند
بعد بلند مىشود بعد از عثمان مىآید سراغ امیر المومنین و یا على باید تو بیایى. دروغ مىگوئى دروغ مىگوئى اگر واقعا مىآیى دنبال على خوب چرا پس پدرش را درآوردى؟ چرا پدر این على را در آورى؟ چرا خون به جگرش كردى؟ چرا گفت هى برویم گفتید كه: یا على نه بگذاریم زمستان! زمستان شد گفتید بگذاریم تابستان تابستان شد بگذاریم زمستان چرا هر حرفى زد آمدید مخالفت كردید كجا واقعا اینها اینطور بودند؟ بله خلاصه همیشه علم مظلوم بوده. علم یعنى فهم. آن كسانى كه مىفهمند كنارند هر وقت دیدید كه یك كسى بیا برو و سر وصدا دارد در مردم من كه اصلا تزم این طور شده من این قانون (اكثرهم لا یعقلون1 قرآن اكثرهم لایعلمون2 واقعا مىبینیم اینطوره! اصلا مگر ممكن است جامعه یك آدم با فهم را انتخاب كند اصلا مىشود همچنین چیزى. واقعا شما واقعاً بنشینید فكر كنید این جامعه آخر جامعه كه ما مىگوئیم جامعه یك غول بى شاخ و دم و یك چیز كذا كه نیست جامعه عبارت است از تكتك افرادیكه این تك تك افراد در پیوستگى به هم یك عنوان تمدن و جامعه را براى خودشان پیدا مىكنند البته تمدن از نظر فرهنگى، جامعه هم از نظر عنوان اولیه اجتماعاشان، به قول اینها گردهمائى شان تو را بخدا ببینید اجتماع به این خوبى را گردهمائى، گرد هم این هم از سلیقه شان. خوب این افراد، خوب این افراد تك تك، شما بیایید نگاه بكن در این فهمش در درایتش در چهاش، در چهاش آیا این شخصى كه ٥/ ٩٩ درصد از فعل و انفعال و خصوصیاتش را احساسات تشكیل مىدهد ٥/ ٠% اگر در وجودش باشد گاه گاهى بخواهد فكرى بكند من هم بعید مىدانم آن ٥/ ٠% را. آن وقت بلند مىشود مىآید یك شخصى كه آن شخص مىخواهد صلاح این را به او ارائه بدهد، مىآید این را انتخاب كند كجا؟ كدام آدم واقعا صلاح این را مىخواهد انتخاب كند نه اینكه با او راه بیاید. راه آمدن یك مطلب دیگر است. راه آمدن، خوب بنده هم راه مىآیم از همه مبانى هم دست بر مىدارم. اینكه هنر نشد اینكه هنر نیست راه آمدن نه! بخواهد صلاح یك جامعه را صلاح را آنطورى كه هست و باید، بیاید چه كار بكند؟
- ١- سوره مائده (٥) ذيل آيه ١٠٣ و سوره العنکبوت (٢٩) ذيل آيه ٦٣ و سوره حجرات (٤٩) ذيل آيه ٤
- سوره الانعام (٦) ذيل آيه ٣٧

