جلسه ۱۳۷
توضیحات:
فصل (4) في أن الواجب لذاته واجب من جميع جهاته نکته ها وگفته های استاد: بررسی مباحث روز
جلسه ۱۳۷
11اما نه آن ٣٠ نفرى هم كه ماندند در عاشورا چرا امام حسین این كار را مىكند. من مىخواهم این را به شما بگویم اگر آن هزار نفر مىماندند و امام حسین آنها را با این وعده وعید و كلك نگه مىداشت لعل اینكه بر لشكر عمر سعد غلبه مىكردند احتمالش خیلى زیاد بود فرض كنید كه حضرت ٣٠٠ نفر از اینها را به فرماندهى حضرت على اكبر بدهد ٣٠٠ نفر دیگر به فرماندهى فرض كنید كه حر، حر خودش برایش ١٠٠٠ نفر را مىچرخاند به آن بدهد ٣٠٠ دیگر را ٢٠٠ نفر را به فرماندهى خودش ١٠٠ نفر به فرماندهى حضرت اباالفضل اینها از جهات مختلف همه مىمالوند اینها مىرفتند اما چرا؟ امام حسین كلك نیست مىگوید در جریان كربلا كلك نباید باشد حقه نباید باشد دروغ نباید باشد جریان كربلا این است آقاجان فردا كشتن است و السلام نامه تمام نه فتح كوفهاى داریم نه چك در گوش این و آنى مىخواهیم بزنیم نه این را بالا ببریم آن را پایین بیاوریم این حرفها نیست! فردا زیر سم اسب رفتن است بسیار خوب! حالا هر كه این پسندد هر كه پسندد!! این را امام حسین آمد گفت: حضرت آمد گفت: فكر كنید، با منطق باشید آن وقت آن كسى كه اصلا با این نیت است ولى خوب!! راست هم مىگوید بریر در مىآید مىگوید اگر صد دفعه ما را بكشند زنده كنند دوباره هستیم راست مىگوید خوب چرا؟ چون هدفش این است كه پیش امام حسین باشد حالا بمیرد یا زنده باشد حالا صد دفعه بمیرد اما از امام حسین كنار نباشد هزار دفعه باشد.
هدف، هدف منطقى است این هدف منطقى است كه به عاشورا چى داده ارزش داده. اما شما این مسأله را در جاهاى دیگر نمىبینید حتى در زمان خود پیغمبر بعضى ها شهید راه خر بودند دیگر! جنگ بود مىرفتند آقا مگر در جنگ احد خالى نكردند كوه را كه بیایند چیز كنند ٥٠ نفر را پیغمبر. هیچ كجا امام حسین براى همین مىگوید كه این جریان كربلا امیر المومنین مىگوید نه قبلا بوده، و نه بعدا براى همین است دیگه آقاجان شما فقط یك كشتنى در اینجا مىبیند اما اینكه كشتن بر اساس چه هدفى بوده مىبینید؟ یعنى اگر واقعاً این جوانان ما كه براى این وطن آمدند این كارها را كردند اگر الان زنده بشوند الان دوباره همین كارها را مىكنند؟ یعنى الان كه جریاناتى برایشان روشن شده رفتهاند آن دنیا آمدهاند بگویند آقا دوباره بلند شو یك جا جنگ شده مىگویند برو بابا پى كارت خدا عمرت بدهد خدا خیرت بدهد بگذار بقیه بروند ولى اگر اصحاب امام حسین زنده بشوند دوباره الان مىگویند، مىخواهیم برویم الان مىگویند ما مىخواهیم برویم. هیچ برایمان فرق نمىكند حتى در زمان پیغمبر هم این طور نبود كلك درشان بود دیگر پیغمبر ٥٠ نفر گذاشته روى كوه احد مىگوید شما اینجا را نگه دارید تا آنها دیدند كه مسلمین فتح كردند آمدند پایین بیایند بروند غنیمت پیدا كنند آخر مردیكه تو را پیغمبر گذاشته اینجا دنبال غنیمت ... آقا كوه احد را خالى كردند آن هم خالد بن ولید آمد از آنجا دور زد ١١ نفر فقط ماندند آن ١١ نفر را گرفت كشت و آنها گفتند پیغمبر به ما گفته بمانید ما مىمانیم ما نمىآیم هرچه هم مىخواهد بشود شود آن هم تازه آن فرماندهشان آن ١٠ نفر دیگر را دهم نگه داشت هر چه به آنها گفت قبول نكردند خودش و ١٠ نفر دیگر ماند و آنها هم آمدند اینها را شهید كردند و آمدند پائین و از پشت حمله كردند به پیغمبر و به اصحابشان كه مانده بودند حمله كردند حیوانات هم كه گذاشتند فرار كردند رفتند تا سه روز بیرون از مدینه بله آن هم اینطور شد.

