اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل (4) في أن الواجب لذاته واجب من جميع جهاته‏

جلسه ۱۳۵

238
  •  آن ستاره اصلًا حركت نیست معنایش این است كه آن جا زمان وجود ندارد یعنى وقتى كه شما رفتید پایتان را گذاشتید در آن ستاره در آن كره پایتان را قرار دادید در حالى كه آن كره حركتى ندارد و ثابت است آیا شما زمان را برخودتان احساس نمى‌كنید كه گذشته خب احساس مى‌كنید دیگر این یك امر انتزاعى است یعنى از نفس ماده زمان متولد مى‌شود نه این كه زمان در خارج وجود دارد ما برویم آن بگیریم همان طور كه من الان این لیوان را گرفته ام زمان را نمى‌توانم بگیرم در مشتم ولى وقتى كه من آمدم در این جا در این اتاق فرض مى‌كنم بر این كه اصلًا نمى‌دانستم ساعت چند است فرض مى‌كنم بر این كه نمى‌دانستم كره زمین هم مى‌گردد آدم بى سوادى هستم فرض مى‌كنم بر این كه من باب مثال خورشید و فلان و این حرف ها این حركت ظلّ و سایه و این ها را هم اطلاع ندارم تمام این ها را من فرض مى‌كنم من را مى‌آورند در یك اتاق قرار مى‌دهند پرده ها را هم مى‌اندازند فقط من سیاهى مطلق در این جا احساس مى‌كنم آیا زمان را احساس نمى‌كنم؟ مى‌گویم اى بابا خسته شدم این جا نشستم چقدر این جا من را نگه مى‌دارند چرا نمى‌گذارند من بروم خب تو كه ساعت ندیدى بفهمى چقدر زمان گذشته تو كه حركت شمس و سیارات را ندیدى بدونى چقدر گذشته پس از كجا زمان را فهمیدى این بخاطر نفس ادراك تحقق ماده است نفس تحقق ماده از آن زمان متولد مى‌شود انتزاع مى‌شود نه این كه چیزى هست در زمان چیزى نیست‌

  •  سؤال: روایتى كه شرح فرمودید تمام ذات را صقع ربوبى را از مخلوقات جدا فرمودید این شى‌ء در آن جا نیست‌

  •  جواب: این شى‌ء به این صورت در آن جا راه ندارد چون در آن جا تركب نیست‌

  •  سؤال: نفى این را هم كه نمى‌توانیم بكنیم؟