جلسه ۱۳۱
45سؤال: آقاى مطهرى و امثال ایشان قائل به حسن و قبح ذاتى بعضى از افعال هستند و این مثل قول اشاعره خواهند شد چون اشاعره اعتقادى به حسن و قبح ذاتى ندارند
جواب: ذاتاً افعال از باب آثار وجود هستند یعنى ما من فعل الّا اینكه آن فعل به لحاظ آن هدف و غایتى كه آن فعل براى آن غایت به وجود مىآید مستحسن مىشود شما صدق را بگیرید، صدق حسن ذاتى دارد یا ندارد؟ خود صدق عبارت است از انطباق یك كلام با واقع، انطباق كلام با واقع یك مطلب است امّا آن كلامى را كه شما از دهان بیرون مىآورید این یك مطلب دیگر است آن كلامى را كه شما از دهان بیرون مىآورید ما روى او بحث مىكنیم نه روى انطباقش با واقع و عدم انطباقش یعنى این زبانى كه الآن دارد مىگردد نه چیز حسنى است و نه چیز قبیحى، اگر به نیت القاء خلاف و لو اینكه كلام منطبق با واقع است بگردد این القاء متصّف به قبح مىشود و لو اینكه كلام، كلام حسن باشد امّا این كلامى كه در زبان مىگردد به نیت اصلاح ذات البین باشد و لو اینكه منطبق با واقع نباشد متصّف به حسن مىشود بنابراین از صدق كه ما دیگر معیار و قانون بطّىتر كه نداریم ولى مىبینیم كه صدق به نفس الفعل خارج نمىگویند به آن عنوانى مىگویند كه آن عنوان به فعل خارجى تعلق گرفته است پس ما روى نفس فعل صحبت مىكنیم خود آن فعل فى حد نفسه در خارج است.
حتى سَر بریدن امام حسین مثلًا چاقو چیز خوبى است و آن عملى كه به واسطه چاقو در خارج انجام مىگیرد یك عمل قطع است آن عمل قطع كه اشكال ندارد انسان با همین چاقو سَر فاسق و سر فاجر را هم مىبرد حالا سر امام را هم مىبرد. پس نفس الفعل یعنى عمل خارجى، عمل خارجى كه چیزى نیست من الآن دستم را ان طورى حركت بدهم اگر چاقو دستم بود پایم را مىبرید این نه مستحسن است نه قبیح است. بله! عناوینى كه بر این بار مىشود چون امام

