جلسه ۱۳۱
7مىگیریم و اثبات یك ماهیتى براى زید و اثبات ماهیتى براى غنم مىكنیم. پس اصلًا ماهیت چیزى نیست كه قابل باشد شما امكان بر او حمل كنید یا وجوب بر او حمل كنید یا چیز دیگربر او حمل كنید، هر چه كه هست و قابل براى حمل اوصاف است آن عبارت از وجود خارج است. فرض كنیم كه ما وجودات خارج را ظلال حقّ بدانیم و رشحهاى از رشحات حق بدانیم. كه این طور هم هست یعنى مىخواهم بگویم در مطلب فرقى نمىكند. وجودى كه در خارج است ظل است رشحه اى از رشحات حق است و معلول مبدأ اول است و مخلوق مبدأ اول است و سایه است و حكم عكس را دارد و انعكاس همان نور وجود است تمام این ها به جاى خود محفوظ ولى صحبت در این است كه با الفاظ و با عبارات كه نمىشود یك مشكلى را حل كرد. رشحه اى از رشحات حق بودن كه موجب حملِ وجوب و ضرورت، بر این شىء خارجى نمىشود. این شیء خارج، در خارج موجود است. این موجودیت آیا امكان بر او حمل مىشود یا ضرورت؟ اگر شما به لحاظ استناد به علت در نظر بگیرید ضرورت بر او حمل مىشود، اما به لحاظ خود این وجود كه بالأخره این وجود نبوده و بود شده این را شما چه مىكنید؟ این جا است كه ما به نفس آن وجود، امكان را از این وجود انتزاع مىكنیم. بالاخره وجود زید كه هنوز از مادر به دنیا نیامده الان كه در این دنیا نیست هنوز نطفهاش هم بسته نشده است. زیدى كه هنوز نطفهاش در این دنیا بسته نشده آیا الآن مىتوانید بگویید كه وجود براى این ضرورت دارد؟ چون وجودى كه یك سال دیگر به دنیا مىآید رشحهاى از رشحات حق است، وبراى حق ضرورت دارد و چون ظلِّ براى اوست پس وصفى و جهتى را كه ما براى این وجود مىآوریم، آن جهت باید جهت ضرورت باشد. از نقطه نظر این كه معلول براى این علت است جهت ضرورت صحیح است. چون انفكاك بین علت و معلول نمىشود. و چون اراده حق بر این وجود تعلق گرفته است چه ما بخواهیم یا نخواهیم در عالم اعیان تحقق پیدا خواهد كرد و در این

