جلسه ۱۳۱
42حالا این برق بیست ثانیه طول مىكشد و باید این مسیر را طى كند و ادامه بدهد تا به ما برسد، و این به جهت ضعفى است كه در عالم طبع و عالم ماده است و به جهت قصورى است كه در عالم طبع و ماده است و از تكوّن دفعى، قاصر است اما اگر بنا را بر این گذاشتیم كه همین عالم طبع و عالم ماده به صورتى بشود كه تمام خصوصیات موجده و موجبه او از قانون زمان و مكان بیرون بیاید شما تمام خصوصیات همین ماده را دفعه واحده و به لحاظ واحد مشاهده مىكنید دیگر در آنجا عالم بَسطى وجود ندارد دیگر در آنجا عالم اجمالى وجود ندارد، یك عالًم و یك مرتبه بیشتر نیست لذا وقتى خدا مىخواهد حضرت آدم را خلق كند ملائكه از پروردگار سؤال مىكنند كه چرا تومىخواهىآدم را خلق بكنى مگر نمىبینى كه در زمین دارند فساد مىكنند این ملائكه به چه مسألهاى وقوف پیدا كردند وقتى هنوز خلقى نیست كه جنگ و دعوائى در پى داشته باشد بنابراین سؤال ملائكه هم نابجا است ملائكه از نقطه نظر جنبه علمى كه جنبه علّى تكوّن اشیاء است نسبت به اینها اطلاع پیدا كردند یعنى وقتى كه نظر مىكنند نه اینكه فقط صورت اینها را ببینند یعنى خدا به اینها یك فیلمى نشان مىدهد ببینید در زمین اینها با هم جنگ مىكنند موشك به طرف هم پرتاب مىكنند، هواپیماها بمب مىاندازند این بشر این طورى است نه، اصلًا حضورِ آن موشك را اینها احساس مىكنند حضورش را مىبینند حضور جنگ خارجى را مىبینند و فیلم تماشا نمىكنند خدا آن جا آپارات ندارد كه بردارد فیلم بگذارد تا اینكه این ها پاى پرده سینما بنشینند آنجا عالَم، عالمِ حجاب و ستار نیست آن وقت اگر قرار باشد بر اینكه آن ملائكه بخواهند بر همه ما اطلاع پیدا كنند قضیه چه مىشود خوش به حال آنها، دیگر هیچ حجاب و رادعى هم كه ندارند و آن جا هم كه عالم مجردات هست و یك مرتبه حاحب و ساتر دیگر نیست پس آنجا همه مسائل همیشه آنجا است خلاصه اگر فیلمى هم هست دیگر بدون سانسور مىباشد ظاهراً شما فكر این را كردهاید این ملائكه اى كه مُوكّل بر ما

