جلسه ۱۳۱
19دقیقه به نه است، از هشت و ربع تا الان حدود چهل دقیقه مىگذرد. ادراكتان از این چهل دقیقه چیست؟ چه جوابى مىدهید آیا فقط مىگویید من یك سرى عكس دیدم یعنى اگر الان به ذهن خودتان مراجعه كنید فقط یك سرى عكس در ذهن خودتان مىبینید انگار یك كلكسیونى باز شده و از صفحه اول كلكسیون تا آخر را مشاهده كردید یا نه یك حقیقتى را در وجود خودتان لمس مىكنید آن حقیقت اگر من بخواهم باز كنم عبارت است از نفس حضورتان و جلوستان در این اتاق و صحبت هایى را كه در این موقع شنیدید و نگاه هایى را كه در این موقع كردید و حال و احوالهایى كه در این مدت چهل دقیقه در این اتاق پیدا شده این ها را همین الان در وجود خودتان احساس مىكنید به طورى كه اگر فرض كنید در محكمه قاضى، قاضى بیاید از شما سؤال بكند نمىگویید آقا من عكسى را دیدم، مىگویید آقا این مطلب انجام شده است و نمىگویید یك عكس من دیدم كه فلان آقا به فلان آقا این را گفت و نمىگویید من یك نوارى را شنیدم كه فلان آقا به فلان آقا این حرف را زده است واهانت كرده است و سّب كرده و دشنام داده است. مىگویید آقا این حرف را زده من الآن در خودم دارم مىبینم و من الآن در خودم احساس مىكنم ایشان این دشنام را به این داده است وقتى كه شاهد مىآید یك شهادتى را پیش قاضى بدهد، بدون این كه خودش متوجه باشد دارد صحنه را پیش قاضى مىآورد نه این كه حكایت از یك صحنه اى مىكند مىگوید این صحنه این است خب تو چشم ندارى ببینى ولى من دارم براى تو مطرح مىكنم لذا به او مىگویند شهادت، شهادت، یعنى شهود عالم شهادت یعنى عالم حضور از این نقطه نظر به آن مىگویند عالم شهادت لذا قرآن مبین را هم كه كتاب مبین مىگویند به جهت این كه (مَا مِن شَیئِ الا وَ قَد اتَفَقَ وَ مَا مِن شَیئ الا وَ هُوَ یتَفِقُ وَ مَا هُوَ كَان وَ مَا هُو كائِنٌ الى یومِ القَیامَة) كه روایات هم در این زمینه داریم. از امام صادق سؤال مىكنند حضرت مىفرمایند كه كتاب مبین منظور این است و مىفرمایند ما اطلاع بر این

