جلسه ۱۲۹
4سؤال: پس صفات كمالیه چگونه ممكن است كه ما خدا را در ان لحظه اى كه این صفت را ندارد چیز كنیم این كمال است پس خدا در یك لحظه اى بوده كه این كمال را نداشته.
جواب: خب بله.
سؤال: ولى این منافات دارد با اینكه خداوند همیشه كل كمالات را دارد
جواب: خب بله چه اشكالى دارد اینكه حرف را مىزنند خب ملتزم به این هم مىشوند دیگر ملتزم مىشوند به اینكه حالا واجب الوجود یك وقتى یك صفت كمالیه راهم نداشته باشدمىگویند آسمان كه به زمین نمىآید.
سؤال: مىخواهند این را برساند كه این كمال نیست در حّد آن چیز آن كمال نیست
جواب: بالاخره وقتى كه فرض كنید كه یك وجودى در مقام بروز و در مقام ابراز و در مقام اظهار بیاید.
سؤال: قبل از بروزش كمال نیست.
جواب: خب بعد ازكمال خدایى كه فرض كنید كه خلق را كرده الان این كمال براى خدا محسوب مىشود؟ یا در همین بوته اجمال و جمود و اینها بماند و هیچ بروز و اظهارى نداشته باشد این همه نعماتى كه از خدا بوجود آمده این همه بركاتى كه این نزول فیض وجود و آن وجود اقدس است كه به فیض مقدّس تنّزل پیدا مىكند و منبسط مىشود و در همه عالم، این بركاتى كه ما الان داریم مىبینیم اینها همه مرحله تنّزل است دیگر. چطور در مرحله تنّزل اگر هیچ كمالى براى خدا نباشد پس وجود و عدم اینها همه سیان است این همه عوالم، این همه دم و دستگاه این همه بیا و برو این همه اینها همه بگوییم هیچ جهت كمالى ندارد و اصلًا براى خدا هیچ نقطه ارزش و هیچ نقطه حسنى محسوب نمىشود آن خدایى كه خودش را به ارحم الراحمینى متّصف مىكند پس بنابراین، این بیخود است آن خدایى كه رازقیت احسن الخالقین؛ نمىدانم مقام رحمانى؟؟
سؤال: همان قدیمى ها كه پیشش هست كافى است دیگر.

