اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل (4) في أن الواجب لذاته واجب من جميع جهاته‏

نسخه عربی

جلسه ۱۲۵

1
  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • مسأله انفكاك بین ذات و بین صفات

  •  مسأله‌اى كه در اینجا مورد اعتراض این دلیل قرار گرفته است، انفكاك بین ذات، و بین صفات است. در این قضیه اشكالى كه بر برهان ثانى از دو دلیل مرحوم آخوند وارد مى‌شود این است كه مى‌فرمایند: اگرما، ذات را صرف نظر از اعتبار غیر، ملاحظه كنیم و بعد وصف كمالى یا عدم وصف سلبى را، نسبت به ذات در نظر بگیریم اگر چنانچه خود این ذات، به حیثیت اطلاقیه خود، اقتضاى وصف كمالى یا عدم وصف سلبى را كند این مخالف با غرض است. بحث بر سر این است كه واجب الوجود، واجب الوجود من جمیع جهات است. هم وجود براى واجب ضرورت ازلى دارد و هم اوصاف كمالیه براى واجب، اینها ضرورت ازلى دارند و از ناحیه غیب، بر آنان افاضه نمى‌شود در غیر این صورت این وصف، باید از ناحیه غیر باشد اگر خود ذات من حیث هى هى؛ اقتضاى وصف را نكند، در عالم وجود باید اتصاف ذات به این وصف، محتاج به علت خارج از ذات باشد و همینطور عدم وصف براى ذات، عدم وصف سلبى، باید محتاج به عدم العلّه باشد و اتّصاف ذات، در مقام تقرر هم كه معنا ندارد پس بنابراین این ذات، در وصف كمالى خود، محتاج به غیر است در حالتى كه ما این ذات را، بدون ملاحظه با غیر، اعتبار كردیم و این، در اینجا خلف است. این برهانى كه ایشان در اینجا مى‌آورند و اشكالى كه بر این مطلب وارد مى‌شود به افتراق بین ذات و صفت برمى‌گردد در بیانِ ایراد مى‌فرمایند كه: اینكه ما ذات را معتبر بدانیم، بدون ملاحظه غیر، و منافات ندارد كه غیر نباشد، ممكن چه هست كه غیرى باشد پس بنابراین از این برهان ما، این نتیجه، حاصل نمى‌شود كه وجود براى ذات، این وجود متعلق به غیر خواهد بود ـ اگر بدون ملاحظه غیر، بیان بشود ـ بلكه وجود با این برهان، هم، وجود، براى ذات ضرورت دارد الا اینكه اوصافى كه بر این ذات حمل مى‌شود نیاز به غیر دارد پس بنابراین انفكاك بین ذات و بین اوصاف پیدا شد آن مطلبى را كه ما در مقام بیان آن هستیم و اشكال وارد مى‌شود و از او فرار مى‌كنیم این است كه: وجودى كه متعلق به ذات بارى است این وجود، از ناحیه غیرافاضه نشود بلكه این وجود، براى ذات بارى، ضرورت ازلیه داشته باشد اشكال در اینجا پیدا مى‌شود كه وجودى كه این وجود، متعلق به ذات بارى است، این وجود، متعلق بالغیر باشد یعنى وجود؛ براى ذات بارى، وجوب بالغیر باشد نه وجوب بالذات بالضرورت الازلیه. اما اگر این مبنا را قرار دادیم كه با این برهان، نمى‌توانید بگوئید وجودى كه متعلق بالذات است متعلق بالغیر است. بلكه وجودى كه متعلق به ذات است، مال ذات است و به ضروره الأزلیه مى باشد و هیچ فرقى بین ذات و بین وجود نیست و وجود؛ عین وجوب است و وجوب هم، عین وجود است و وجود هم، عین ذات است پس وجود، واجب است براى ذات، بالضروره الأزلیه. این مطلب ثابت است.