جلسه ۱۲۴
4اگر ما آمدیم ـ همان طور كه مبنا بر این است، ـ قائل به عینیت بین ذات و صفات نشدیم؛ صفات به جاى خود، ذات به جاى خود، در عین حال وصف و اتصاف، یا یك امر اعتبارى است. یا یك امر خارجى و حقیقت وجودیه خارجى است. اگر امر اعتبارى باشد كه صفت كمالیه نیست. مثل اینكه امورات اعتبارى یك ذوات در امروز به او متصف مىشوند و فردا از دست مىروند، امروز رئیسند مىگویند جناب آقاى رئیس، این آقا معنون به ریاست است، خوب این صفت كمالیه نیست بخاطر اینكه با یك راى مجلس، حتى با یك نفر هم، كم و زیاد مىشود و رأى مىآورد.
سال گذشته براى یكى از همین وزراء رأى اعتماد گرفتند با یك نفر رأى آورد و بعد هم چه صلواتى در مجلس برایش فرستادند! با یك نفر، یك نفر، یعنى نصف مجلس به اضافه یك نفر، این آقا رأى آورد. حالا این وزارت صفت كمالیه است براى این آقا؟ چه صفت كمالیهاى كه اگر آن یك نفر رأى نمىداد یك نفر پایینتر بود مرخص بود. با این یك نفر خوب دنیا و آخرت را به او دادند!! بله شاید آن یك نفر رأى دهنده از مخدرات بوده، چون بالاخره در مجلس زنها هم هستند! یعنى رأى آنها هم دخیل است! این كه مىگویند نماینده نباید زن باشند ﴿الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ﴾1 اینها براى همین است، بخاطر اینكه همین رأى زنها، در ثبوت و یا در نفى قضیه دخالت دارد! و لذا این قیمومیت است. این مطلب قضیهاش خیلى روشن است كه نفسِ رأى نساء در تقنین قوانین یا در جنبه تولیت موثر است بخاطر اینكه وزیر، جنبه قانونى ندارد بلكه جنبه اجرایى دارد؛ مقنن نیست مجرى است. یعنى ما با رأى یك زن، ولایت سرپرستى اجراى امور مملكت را بر خودمان تفویض كردیم. رأى زن آمده در اینجا تولیت و سرپرستى و اجرا داده بر این امور و قطعا این طور بوده، و مسأله این طور است. نمىشود اینجا بگوییم كه آراء ٥٠ نفر بودهاند و اصلا زن و مرد دخالت ندارد، در هر صورت این طرف و آن طرف قضیه، فرض این است كه یك رأى در اینجا باعث شده كه او به ریاست برسد به وزارت برسد. اشكال این مطلب هم روشن است.
- سوره النساء (٤) صدر آيه ٣٤

