اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل (4) في أن الواجب لذاته واجب من جميع جهاته‏

نسخه عربی

جلسه ۱۲۴

7
  •  آقاى غروى مى‌فرمود شبى آمد بر پدر من كه مأمومین ایشان از هفت یا هشت نفر تجاوز نمى‌كردند!!! از آن جمعیتى كه در مسجد گرفته و شبستان و خیابان هم بند مى‌آمد و دیگر عبور و مرور قطع مى‌شد فقط هفت نفر یا هشت نفر اگر آن مؤذن را هم اضافه مى‌كنیم مى‌شوند نه نفر یا با او هشت نفر بودند! و این به آقا، در خیابان راه مى‌رفت كسى به او سلام نمى‌كرد در حالى كه خواسته وظیفه‌اش را انجام بدهد. یعنى غیر از اداى وظیفه كارى انجام نداده بود.

  •  من یكى مى‌دانم كه شخص منزهى بود چون من كه ایشان را دیدم و زیارت كردم و بسیار ایشان را شخص منزه، اهل مراقبه، اهل تهجد، اهل تقوا و خلاصه فرد غیر متعارفى ما ایشان را زیارت كردیم و چیزهایى را هم كه خود استادمان از ایشان نقل مى‌كنند خوب بسیار مسائل عالى و راقى است مگر این آقا چه كار كرده؟ فقط براى اینكه تكلیف را انجام بدهد اقتضاى تكلیف الان در این مورد اینطور اقتضا كرده كه الان شما نماینده به مجلس بفرستید تا مجلس را از دست آن ریش تراشها بگیرید حالا آمدند مشبّه كردند مسأله را برگرداندند، تغییر دادند به صورت غیر واقع در آمده تا یك صورتى كه مورد پسندشان هست انجام شود. و بعد هم آمدند كاسه و كوزه را به سر این بندگان خدایى كه اینها تكلیف را تشخیص دادند شكستند.

  •  مثل اینكه حالا شما به امام حسین علیه السلام بیایید بگویید: اگر نمى‌دانستى اوضاع اینجور است براى چه از مدینه بلند شدى راه افتادى؟ زن و بچه‌ات را راه انداختى آمدى! خوب مگر چه شده؟ بر اساس تكلیف تشخیص داده كه بلند شود بیرون بیاید بیرون و از زیر حكومت یزید بیرون بیاید و مردم را دعوت كند و مردم خودشان نامه دادند و بر طبق نامه هم آمده و حالا مردم كوفه منافق در آمدند، تقصیر امام حسین علیه السلام چیست؟ او بر طبق تقاضا و دعوت مردم كوفه آمد حالا وسط راه یك دفعه وقتى كه یك دفعه رسید با حر برخورد كردند مشخص شد كه اینها همه منافق در آمدند و ورق برگشته و كار دست ابن زیاد افتاده. فرمود نمى‌خواهیم بجنگیم بگذارید ما برویم به طرف یمن حضرت كه نخواست بجنگد فرمودند: بگذارید برویم به طرف یمن، گفتند نمى‌گذاریم تمام این مسائل را حر سر حضرت در آورد براى اینكه اجازه نداد. اینكه بعداً مطلب بر مى‌گردد به تشخیص و تكلیف امام حسین علیه السلام چه مربوط است؟! او طبق تشخیصش نباید با یزید بیعت بكند و خلاف است لذا بلند مى‌شود مى‌رود یك گوشه مردم او را مى‌خواهند، دعوت مى‌كنند باید اجابت كند چون امام است، امام كه نمى‌تواند ساكت بنشیند؟! نه آن موقعى كه آمدند پشت سر نماز خواندند درست بوده چون آن موقع اگر درست بوده بعداً خراب نمى‌شود چون كه آن موقع نگاه به ریش سفید آقا كردند و عمامه‌اى و اینكه سرش را پایین مى‌اندازد و غیر از این مگر چه دیدند حالا فوقش یك استخاره‌اى هم بكند و استخاره هم درست در بیاید. به همین! فقط صور مثالیه! فقط دل به این صور مثالیه‌اى كه در ظاهر مى‌بینند خوش كردند و غیر از این هیچ چیز ندیده‌اند. بعد یك مرتبه مى‌بینید كه خلاصه قضایاى دیگرى اتفاق مى‌افتد و همین ها مى‌روند چون، نیست مایه ندارند از اول همان صورت مستحسن را متبدل مى‌كنند به یك صورت غیر مستحسن و همه مى‌گذارند مى‌روند، دوباره بر مى‌گردند دوباره مى‌آیند.