جلسه ۱۲۳
6مسلّم است و از واضحات است كه علیت شیء براى یك شیء دیگرى این لازمهاش این است كه وجود علت، علت وجود معلول باشد و عدم علت، علت براى عدم معلول باشد و شیئیت و تقرر او و ماهیت او علت براى ماهیت آن معلول باشد، یعنىنفسالاربعه صرفنظرازوجود خارجىعلت براى زوجیت است چه درخارج باشد چه درخارج نباشد نفس تصور مثلث علت است براى زوایاى ثلاثى كه در مثلث است و هلم جرى كه اوصافى كه به ماهیت شى من حیث هى برمىگردد نه به وجود «و اذا كان كذلك» وقتى كه اینطور است لم یكن ذاته تعالى؟؟؟
من حیث هى بلا شرط وجبه الوجود» وقتى كه ما او را بدون شرط اعتبار مىكنیم ذاتش براى او وجود واجب نخواهد بود «لأنما إمّا أن یجب مع وجود تلک الصفه» یا آن ذات واجب است با وجود این صفت یا واجب است با عدمش «و إن کان الوجود مع وجود الصفه المذکوره»
جرس فریاد مىدارد كه بربندید محملها
اگر اینطور است همه عالم وجود فاعل است درخت هم فاعل است، مونث فاعل است، مذكر فاعل است.
سؤال: انفعال از عالم كون، یعنى أنوثیت حالت انفعال دارد؟
جواب: مرد هم حالت انفعال دارد.
سؤال: خوب درهمان جهت حالت انفعال دارد براى انوثیت.
جواب: خوب مىدانم مىگوییم پس انوثیت و ذكوریت مىشود یك امر اعتبارى، حقیقت قضیه این هست كه همه اینها واسطات هستند و مظاهر براى فعل او هستند این حقیقت مسأله است.
سؤال: روز قیامت عالم توحید است.
جواب: در قیامت بله، در قیامت هم.
سؤال: اگر وجود ندارد چرا مىگویند ﴿يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ﴾1 جواب: آن حقیقت هر قضیه نه قبح است ببینید در روز قیامت قبح به عنوان تعلق این مسأله به نفس معنا ندارد یعنى در روز قیامت چون نفس وجود ندارد اگر شما نگاه كنید به یك زن كه صورتش، صورت زن هست ولى باطنش خوب نیست اصلًا هیچ جهت نفسانى و غریزى در شما وجود ندارد لذا در روز قیامت حجاب هم نیست براى همین جهت است چون در قیامت اصلًا نفس نیست، شهوت نیست، اصلًا جهت شهوت در قیامت نیست. چرا مىگویند فرض بكنید كه به زنهاى عجوزى كه هست اشكال ندارد ﴿أَنْ يَضَعْنَ ثِيابَهُنَّ﴾2 چرا؟ به خاطر اینكه اصلًا زنى كه صد و بیست سال فرض كنید كه سن دارد و انسان اصلًا نمىتواند او را نگاه كند حالا نگاه كردن به او اصلًا چه جنبه تحریك و به اصطلاح غریزى دارد؟
- ١- سوره طارق (٨٦) آيه ٩
- ٢- سوره نور (٢٤) قسمتى از آيه ٦٠

