اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل (4) في أن الواجب لذاته واجب من جميع جهاته‏ سوال

نسخه عربی

جلسه ۱۲۳

2
  •  پس بنابراین از این بیان روشن مى‌شود، اتصاف یك ذات به یك وصفى در صورتیكه آن وصف جهت امكانى داشته باشد براى آن ذات مانند وجود براى ماهیت، مانند علم براى انسان، مانند فرض كنید كه اوصاف كمالیه براى انسان، شجاعت، حلم، علم، فكر، عقل و سایر اوصافى كه حمل آن اوصاف بر انسان یا بر اشیاء دیگر بالامكان است، ممكن است باشد، ممكن است نباشد این محتاج به علت خارج از ذات آن متصف است علت خارجى باید موجب بشود كه این وصف براى او بار بشود، چرا چون فرض بر این است كه این ذات فى حد نفسه توان اتصاف خودش را به این وصف ندارد، مانند اربعه نیست كه توان اتصاف زوجیت را براى خود دارد، مانند انسان است كه توان اتصاف علم را ذاتاً براى خود نداند و الّا هر كه از شكم مادرش در بیاید باید علامه دهر باشد و لیس كذلك باید زحمت بكشد و به مقدار زحمت و به مقدار همت و به مقدار مقتضیات خارجى و استعداد ذهنى و نفسى از این علوم بهره مند بشود بناءعلیهذا این علت خارجى است كه موجب اتصاف ذات است به این وصف و علت خارجى، جداى از ذات متصف خواهد بود جداى از ذات متصف، همین بیانى كه در بحث روز به اصطلاح در حالت انتظار عرض شد كه آن بیان البته به اصطلاح از متفرعاتش بود ولى در این بیان امروز دایره‌اش، وسیعتر است در بیان گذشته عرض شد چنانچه ذات، ذات بارى تعالى حالت انتظار را داشته باشد براى اتصاف به یك وصف كمالى، از آنجایى كه حالت انتظار در ماده و صورت است و در زمانیات و مكانیات است پس بنابراین ذات خداوند متعال كه مجرد از هر تجسم و تجسد ماده و صورت است براى وصف كمالى خود، محتاج به زمان ومكان‌است درحالتى كه با حقیقیت اطلاق و با حقیقت تجرد و صرافه الوجود ناسازگار است این مسأله. بحث امروز به این مطلب برمى‌گردد كه آن حالت انتزاع، بحث نیست كه این موقوف بر زمانیات و ماده و صورت و اینها است صحبت در این است كه اگر خداوند متعال بخواهد یك وصف كمالى را كه خارج از ذات اوست و ضرورت ندارد براى ذات او به این وصف كمالى برسد محتاج به علت خارج از ذات خود خواهد بود، این‌را چه كاركنیم پس‌بنابراین واجب‌الوجود دیگرى در كار خواهد بود كه او بتواند ذات را متصف به این وصف كمالى خارج از ذات و غیر ضروره و غیر واجب‌الوجود و غیر واجب بالضروره براى ذات او، قرار بدهد این اشكالى است كه خوب خیلى از آقایان مطرح كردند