جلسه ۱۲۲
7آن چه كه در این جا مد نظر ما بود این است كه وقتى كه ما زمان را از آن به اصطلاح حقیقت اعیان خارجى برداشتیم و به عنوان یك امرمقارن در كنار این حقیقت اعیان گذاشتیم، بنابراین ارزش آن عمل و ارزش آن فعل به نفس آن عمل خارجى است؛ به زمان كارى ندارد. خواه آن عمل قبلا اتفاق بیافتد اثر مىدهد، بعدا اتفاق بیافتد، اثر داده است. من جاى فعلها را عوض كردم اگر قبلا اتفاق بیافتد اثر مىدهد، بعدا اتفاق بیافتد، اثر داده است؛ یعنى هیچ گونه ترتب و تاخرى در ترتب اثر بر امور حقیقیه و بر امور تكوینیه چیست محقق نخواهد شد. یك دفعه شما نگاه مىكنید مىبینید كه یك دعایى كه یك شخص سال دیگر مىكند الان موجب رفع بلا از یك شخص است ـ در امروز كه روز سه شنبه هست ـ یعنى دعاى این شخص یك سال دیگر اثر تكوینىگذاشته است در عالم مثال و ملكوت، و آن اثر تكوینى موجب شده است در عالم اسباب و مسببات، آن تقدیر الهى كه براى این شخص در این روز مىخواهد تنازل كند آن تقدیر متبدل مىشود و جاى خود را عوض مىكند. همان طور كه عملى را انسان انجام مىدهد براى یك شخصى در یك سال دیگر ممكن است موثر باشد. به طور كلى روى این حساب دیگر اشكالى كه در روایات وجود دارد بر این كه آن عملِ بعدى اثر در ما قبل قبل گذاشته. و بطور مثال شب اول قبر چطور است كه اگر شخصى یادش رفت براى شب اول قبر براى مرده نماز بخواند شب بعد قضا بكند خوب یك شب از سؤال نكیر و منكرش گذشته است. حالا بیایى نماز را بخوانى، این نمازى كه شب بعد قضا مىكند و مىخواند، اثرش را دیشب گذاشته! چرا؟ چون بالاخره این نماز درعالم اعیان، آیا خوانده شده یا نشده؟! اگر خوانده شده چون اثر تكوینى زمان نمىخواهد، این به لازمان برمىگردد و چون سؤال نكیر و منكر در لازمان است و در عالم ملك و ملكوت است، بنابراین، آن عمل، موجب رفع وحشت آن میت شده است. لذا تمام این مسائل دیگر از نقطه نظر علمى قابل حل و توجیه مىشود

