جلسه ۱۲۲
3این بنا بر مبناى مرحوم علامه است نه آن مبنایى كه قبلًا خودمان داشتیم بنا بر نظر مرحوم علامه، ما مىخواهیم این را بگوییم. و یا اصلا ما حرف دیگرى مىزنیم. ما مىگوییم علامه درست مىگوید. دوجورمعجزه داریم. و ممكن است یك معجزه داشته باشیم كه این متوسطات در او به فعلیت رسیده باشند. ممكن است یك معجزه داشته باشیم یك مرتبه یك صورت نوعیه تبدیل به صورت نوعیه اخرى شده باشد بدون هیچ متوسطاتى. این چه اشكال دارد؟ كسى كه مىآید یك صورت نوعیه را مبدل مىكند به یك فعلیت علیا و آخرین حد فعلیت، آن شخص نمىتواند بیاید بدون متوسطات هم تبدیل بكند؟ خوب این كه كار مهم ترى است. این كه یك دفعه از پله اول نردبان پایش را بگذارد روى پله بالا، این مهم تر است یا این كه این پلههاى نردبان را سریع یك دفعه طى بكند برود بالا. خوب این دومى راحتتر از اولى است. اولى اصلا پایش را روى پلهها نگذاشته، یك دفعه مثل گنجشك پریده روى آن پله بالا. اما در صورت دوم پا را روى پلهها گذاشته منتهى سریع گذاشته. مىگویند مقدورات انسان از نقطه نظر قیاس به سایر حیوانات خیلى خیلى محدود است من باب مثال اگر شما یك مسافتى را بخواهید بپرید، خیلى بخواهد یك شخصى یك جهش طولانى داشته باشد چهار پنج متر بیشتر نمىپرد. اگر برود از دویست متر بدود و بیاید و بپرد، نهایه پنج متر مىپرد خوب وزن انسان چقدر است؟ مثلا هفتاد یا هشتاد كیلو وزن انسان است با این وزن هفتاد یا هشتاد كیلو، چهار متر مىپرد. اما همین كك با این صغر جثهاى كه دارد كه اصلا دیده نمىشود، مىگویند اگر مسافتى را كه این كك یك مرتبه پانزده سانت، بیست سانت آن طرفتر مىجهد، اگر به قیاس به انسان این بخواهد سنجیده بشود به قیاس وزن در یك لحظه انسان باید بتواند از این طرف برج ایفل به آن طرف برج ایفل بپرد!!. ولى مقدوورات انسان خیلى ضعیف است یا این كه من باب مثال شما هر چه دستتان را بخواهید حركت بدهید بالاخره یك قدرى حركت مىدهید كه مشخص است اما بعضى از حشرات هستند، حركت بالشان از حركت ملخ هواپیما سریعتر است. یعنى وقتى كه این ها حركت مىكنند در هوا، این چه عصبى دارد؟ یعنى واقعا آدم فكر بكند این حیوان، خدا در او چه عصبى قرار داده؟ اینها مربوط به اعصاب است این چه عصبى دارد؟ و چه تحریك عضلانى بواسطه این اعصاب پیدا مىشود كه مىگویند از خود حركت ملخ هواپیما عجیب تر است! خوب حالا فرض بكنید كه یك شخص ولى آمد و مثل این حشره این قدرسریع بتواند (تبدّل ایجاد كند) بالاخره این خارق العاده است فرق نمىكند (هر دو خرق عادت است) درخرق عادت فرق نمىكند ولى در هر صورت این طفرهاى را كه آقایان مىگویند محال است، این طفره را در این جا چكار بكند؟ بگوید نه آقاجان ما بهمان مقتضاى حركت فعلیت ـ حركت قوه به فعل ـ در این ماده پیش مىرویم و تبدل انواع را مىپذیریم و تبدل صور را برمواد برآن هیولا این را قبول مىكنیم و بر قانون حكما هم ایراد وارد نمىكنیم، ـ و دست به تركیب این مبانى هم نمىزنیم و لذا بگذاریم بحال خودش باشد و این ها همین طور به این سرگرمیها مشغول باشند. ـ اما كارى كه انجام مىدهیم یك قدرى پیچش را سفتتر مىكنیم. یك قدرى خلاصه این مسأله را از آن حدطبیعى بیرون مىآوریم خوب این چه اشكالى دارد؟ مشكلى پیش نمىآید در این جا.

