جلسه ۱۲۲
5ما در این جا مىخواهیم بگوییم كه از تبدل یك نوع به نوع دیگر علل مختلفهاى مىتواند در این جا مىتواند وجود داشته باشد. یك وزنه سنگى در این جا هست. یك وقتى شما این سنگ را با دستتان بلند مىكنید مىبرید. الان قوه شما علت فاعلى و علت معدّه ـ اسمش را هر چه مىخواهید بگذارید ـ براى این سنگ است. همین طور از نقطه نظر علت غائى هم مىتوانید بگیرید. این سنگ را مىبرید بیرون بخاطر این است كه مانع را از این جا بردارید. یك وقت این سنگ را مىبرید بیرون بخاطر این كهبر سر آن كسى كه مزاحم شما است بزنید. علت غایى فرق كرده. یك وقت این سنگ را مىبرید بیرون، بخاطر این كه به آن همسایه بگویید كه با آن دیوار منزلش را بسازد یعنى بگذارد براى ترمیم دیوار. علل غایى براى برداشتن این سنگ كه مختلف است. همین طور علت فاعلى هم مختلف است یك وقتى شما با دستتان بر مىدارید. یك وقتى چنان با لگد به این سنگ مىزنید كه برود بیرون دیوار را خراب كند، این هم یك نوع علت است یك وقت ممكن است باد بیاید سنگ را ببرد كنار، علت فاعلى فرق مىكند. ما مىگوییم؛ همین طور در تبدل انواع فقط یك سلسله علیت كه نیست، ممكن است صدهزار سلسله علیت وجود داشته باشد. یكى از آن این است كه بینهما متوسطات بوجود بیاید. یك سلسله علیت این است كه اصلا متوسطاتى هم در بین نباشد.
امّا در اینجا حكما دارند توجیه مىكنند. آخر مادیین مىگویند سلسله علیت را چكار مىكنید؟ اینها بر مرام مدارا و مماشات با مادیین مىگویند آن سلسله علیتى كه شما مىگویید، ما این سلسله علیت را قبول داریم منتهى شرط مقارن این را ـ آن ـ برداشته مىشود. و شرط مقارن، شرط در تحقق خود فعل نیست. این بعنوان یك امر مقارن است. آن ولى و آن صاحب نفس مىآید آن قران را از او مىگیرد و این چه اشكال دارد. در این جا مسألهاى پیش نمىآید.

