جلسه ۱۲۲
4طفرهاى اصلا نیست. طفره در آن جائیست كه شما علیت را از بین ببرید. ما علیت را كه از بین نمىبریم، ما علیت را جور دیگرى توجیه مىكنیم.
(امّا بنابر نظر خود ما) چه كسى گفته كه حتما این نطفه بخواهد تبدیل به انسان بشود حتماباید علقه بشود؟ چه كسى گفته؟ حالا در عالم خارج به این كیفیت هست، یك كیفیت دیگر هم این طور است. مثل این كه الان شما بخواهید بروید طهران، دو راه دارد؛ یك راه همین راه اتوبان است. یك راه هم راه ساوه است بروید ساوه از راه ساوه به طهران بروید. چه كسى گفته كه این نطفه وقتى كه مىخواهد تبدیل به انسان بشود كدام آیه قرآن است؟ كدام قانون عقلى هست؟ كدام محالیتى لازم مىآید كه حتما نطفه باید تبدیل به علقه بشود بعد به مضغه بشود؟ نه خیر، همین نطفه تبدیل به انسان مىشود و هیچ طفرهاى هم لازم نمىآید طفره در آن جائیست كه ما علیت را بخواهیم برداریم و طفره محال است. آن جا باید معناى طفره را تعریف كنیم. قاعده علیت را تعریف كنیم. تبدل انواع را در آن جا تعریف كنیم. اراده و آن همتى كه از ناحیه شخص ولى تعلق مىگیرد؛ همت او و اراده او به تبدل، او را ما باید تعریف كنیم. با این كیفیت، ما هنوز روى نظر خودمان هستیم ونظر مرحوم علامه را نمىتوانیم بعنوان یك نظر منحصر بفرد، قبول كنیم. بله، این كه مرحوم علامه مىفرماید ممكن است درخارج اتفاق بیفتد، ما این را رد نمىكنیم ولى مىخواهیم بگوییم كه این نظر منحصر بفرد و نظر فرید و وحید نیست. همین طورى كه یك شخصى صاحب همت و صاحب اعجاز است همان طورى كه مىتواند مراتب و متوسطات در تبدل انواع را با فعلیت واحده محقق بكند همین طور مىتواند این متوسطات را بردارد و از این صورت نوعیه به صورت نوعیه علیا متبدل كند. اشكالى هم پیش نمىآید. ما در اینجا علیت صورى، علیت مادى علیت غایى داریم و علیت فاعلى

