جلسه ۱۲۱
7پس بنابراین علم حق به اشیاء به اشیاء خارجى عبارت است از نفس تحقق اعیان خارجى در نشئه ملكوتى. گر چه در عالم كثرت به نظر ما اینها تحقق پیدا نكردند ولى نشئه ملكوتى آنها در عالم چه چیز است؟ در عالم تحقق پیدا كرده، نشئه ملكوتى آنها در عالم، در عالم ملكوت تحقق پیدا كرده، لذا آن افرادى كه احاطه بر غیب پیدا مىكنند این احاطه بر غیب پیدا كردنشان نه این است كه احاطه پیدا مىكنند بر این صورت در ملكوت كه یك وعایى دارد. یك وقت احاطه پیدا مىكنند بر یك صورتى در یك عوالمى، بعد خدا مىگوید كه این صورى را كه در اینجا در این عوالم وجود دارد، ما این صور را مىآوریم در عالم كثرت در یك عالم دیگر در آنجا چه كار مىكنیم؟ آنها را متحقق مىكنیم نه این طور نیست. بر نفس وجود اینها چكار پیدا مىكنند؟ احاطه و اطلاع پیدا مىكنند. نفس وجود اینها در عالم خارج، یعنى نفس وجود اینها در عالم خارج كه دارد در بازار راه مىرود، دارد در خیابان راه مىرود، دارد در خانهاش مىخوابد، دارد غذا مىخورد، دارد جنگ مىكند، دارد صلح مىكند، نفس وجود اینها را در این عالم چكار مىكنند؟ دارد احساس مىكند. نفس وجود اینها، آن وقت اینجاست كه دیگر فرض كنید كه این روایاتى را كه خوب در اینجا ما مىتوانیم چیز بیاوریم پیغمبر نشسته بودند یك مرتبه جبرئیل آمد فرض كنید گفت یا رسول الله حسین را نمىدانم اینجا دارى به او مىخندى، محبت مىكنى، نگاه كن ببین در كربلا چه است؟ حضرت رفتند در كربلا برگشتند غبار آلود آمدند، یك مشت از خاك آوردند و گفتند دیدم فرزندم را در آنجا دارند مىكُشند. تمام اینها واقعا حضرت آمد كربلا و برگشت. حضرت از توى خانه آمد بیرون، غبار آلود بود روایت داریم غبار آلود بود. نه اینكه از توى خانهاش نشسته بود فرض كنید كه از همان جا از روى زمین خاك برداشته، نه، واقعاً خاك كربلا را برداشت آورد جبرئیل، واقعاً خود حضرت رفت و آمد.

