جلسه ۱۲۱
6این ذهن مال ماست. كه ما بر اساس مصالح و چیزى، اینها را تركیب مىكنیم، فلان مىكنیم بعد هم در سر وقت خودش ما اینها را به منصه ظهور خارجى مىرسانیم، بناءً علیهذا، این تحقق اشیاء در علم ربوبى، عبارت است از تحقق اشیاء در نفس، در نفس و در عین عالم علیت نسبت به چه؟ نسبت به اعیان خارجى كثرتى و ماده و صورت، نسبت به آن، این معنا، معناى چیست؟ معناى نشئه علم ربوبى است. نه اینكه فقط صورت ذهنیه باشد. پس بنابراین خطاب كُن به چه تعلق مىگیرد؟ خطاب كُن عبارت است از نفس اراده، انما أمره، نه اینكه امر، امر خارجى، نه، اذا أراد لشیئى إذا اراده لشیء من حیث تقرّبه و من حیث هى هى من حیث ما. و این هم خطاب به ما مىكند یعنى شى، شیء معّراى از هر تقیدى، شى معرّاى از هر تقیدى شیئى كه هیچ گونه لباس وجود بر خود نپوشیده است. شیئى كه معرّاى از یك شابئت وجود هست، این شیء وقتى كه در عالم تقرر بخواهد تحقق پیدا بكند، این شیئى كه عدم است و هیچ صورت ندارد این شى چیست؟ یك مرتبه با اراده و مشیت خدا كه همان صورت لفظیه او كُن است كه در آنجا اصلًا لفظ معنا ندارد، همان اراده است. بصورت كُن كه حكایت از آن اراده و مشیت مىكند، نه كُن أمریه تشریعّیه خارجیه. چون كون تكوینى كه دیگر أمر نیست. كن تكوینى اقدام است، اقدام مىكند من بخواهم یك كارى را انجام بدهم این كتاب را ببندم، دیگر نمىگویم كه كتاب بسته بشو، خودم كتاب را مىبندم. كن خارجى و كن تشریعى است كه این با لفظ بیان مىشود و یا با اشاره اینها بیان مىشود. اما آن كن تكوینى كه تعلق خطاب گرفته است به ماهیت الأشیاء آن امر ندارد، امر چیست؟ نفس الإراده است. پس بنابراین این كه ما بگوییم كه مخاطب دارد، ندارد، همه این حرفها، حرفهاى چیست؟ خالى از تحقیق است. آن كُنى كه مخاطب دارد، كن تشریع است. در كون تكوین اصلًا امرى وجود ندارد. كُن تكوین نفس الإراده مرید است. مرید با نفس الإراده خود به اضافه اشراقیه نه به اضافه مقولیه چه مىكند؟ آن شیء را در خارج، متكون مىكند. این مىشود چه مىشود؟ كن تكوینى. این مىشود اراده تكوینى، این دیگر نمىشود اراده تشریعى بكند و تشریعى و امر تشریعى.

