جلسه ۱۲۱
5چطور است كه شما الآن، الآن من باب مثال، الآن اگر شما رجوع كنید به آن كارهایى را كه دیروز انجام دادید، آن كارها را با خودتان مىبینید، نه اینكه جداى از خودتان مىبینید و بعد یك صورتى در ذهن شما هست؟ ببینید، من یك مثالى در اینجا مىزنم. شما دارید از توى خیابان حركت مىكنید مىروید جلو، كنار خیابان مىبینید چند تا عكس چسباندند، فرض كنید كه عكس یك سوارى، عكس یك باغى، عكس فرض كنید یك بازارى، عكس یك فرض كنید یك بازارى، عكس یك خیابانى و امثال ذلك، این عكسها را در ذهنتان شما مىآورید و بعد چكار مىكنید و مىروید. امروز كه مراجعه مىكنید مىبینید چند تا عكس از دیروز در ذهن شما هست. هیچ خودتان را در آن باغ فرض نمىكنید كه آن عكس حكایت از آن باغ مىكند، فرض نمىكنید؟ فقط عكسى از آن باغ را، عكسى از آن شهر را عكسى از آن میدان شهر را در ذهنتان مىآورید، نه اینكه وجود خودتان را در آن میدان تصور كنید و بیابید، حضور خودتان را در آن میدان و در باغ نمیبینید، بلكه عكسى از او را مىبینید، درست شد؟ خوب، حالا اگر شما رفتید خودتان در این میدان كه آن عكس، از آنجا حكایت مىكند خودتان را در آنجا عرض كنم حضورتان كه قرار دادید وقتى كه مىگذرد آیا الآن عكسى از آن میدان در ذهنتان هست یا نفس حضورتان در آن میدان با خودتان است. لذا مىگویید آقا من اینجا هستم، این جا بودم، اینجا رفتم، نمىگویید من عكس اینجا را مثلًا در ذهن دارم، نه نفس حضورتان را در آن میدان و در آن شهر و در آن باغ، نفس حضورتان را الآن با خود مىبینید لذا لذت مىبرید، لذا متألم مىشوید. لذا تا خاطرهاش مىآید در ذهنتان تحت تاثیر قرار مىگیرید، چرا؟ چون این حضور همیشه با شماست. امكان انفكاكش در شما چه؟ نیست، این حققیت الشیء است، یعنى حققیت عینیه خارجیه با شما وجود دارد و معیت دارد، به صورت تجردى خودش نه به صورت ماده به صورت مادهاش همانى بود كه در آن موقع بودید، در آن باغ بودید، در آن میدان بودید، در آن شهر بودید، این صورت، صورت چیست؟ صورت مادى، صورت مادى خودش است، نه به صورت تجردى خودش و به صورت علمیه این حضور با شما چه چیز است؟ وجود دارد. همیشه با شما هست. ندیدید در بعضىها یك كار خلافى انجام بدهند دچار كابوس مىشوند، دچار مسائل روانى و اینها مىشوند. چون همیشه این قضیه را با خودشان مىبینند، این قتلى را كه انجام دادند این قتل را همیشه با وجود خودشان احساس مىكنند فقط یك صورتى نیست كه بیاید و برود. همیشه خودش را قاتل مىبیند. نه این كه قاتل مىدید. الآن خود را قاتل مىبیند. الآن خود را در این مهلكه احساس مىكند. این عبارت است از همان چیست؟ عینیه الاشیاء فى الخارجه. خوب حالا با توجه به این قضیه اگر قرار باشد بر اینكه این امر در خارج محقق نباشد. این علم به چه تعلق مىگیرد؟ علم كه خداوند ذهن كه ندارد، خدا فرض كنید كه یك ذهن داشته باشد ما الآن یك همچنین زیدى را در یك میلیون سال دیگر با این خصوصیات خلق مىكنیم، ولى الآن دست نگه مىداریم وقتى كه آمد. این طورى خلق مىكنیم، خدا ذهن ندارد.

