اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل (4) في أن الواجب لذاته واجب من جميع جهاته‏

نسخه عربی

جلسه ۱۲۱

3
  •  سؤال: همان شخص كه این مطلب را گفته علم ربوبى را عین فعل مى‌داند خوب.

  •  جواب: بله؟

  •  سؤال: علم ربوبى را عین فعل تحقق فى الأعیان مى‌داند

  •  جواب: نه عین او نمى‌دانند حالا اشكال از ناحیه دیگر است. فعل را معلول علم ربوبى، نه این كه عین او. اشكالى در اینجا هست این است كه این آقایانى كه این مطلب را مى‌گویند علم را عین ذات مى‌دانند وقتى كه علم عین ذات شد، ذات هم عبارت است از وجود مطلق و وجود، پس بنابراین علم عین وجود مطلق و وجودبسیط خواهد بود. پس دیگر در اینجا چه امرى محقق خواهد شد غیر از آن وجود مطلق؟ وقتى كه وجود، وجود مطلق است و علم عین اوست در عالم كثرت و در عالم خلق چه امرى زائد بر این وجود مطلق و وجود بسیط پیدا مى‌شود این معنا ندارد. بله؟

  •  سؤال: وجود ملكى جواب: مى‌دانم

  •  سؤال: وجود ملكوتیش

  •  وجود ملكى اش

  •  جواب، پس بنابراین آن نفس عین، نفس عین، عین همان وجود مطلق است. شما حالا اسمش را مقام اجمال بگذارید. ولى حقیقت او، یعنى حقیقت عینیه او نه حقیقت علمى به عنوان آخر زمان تصورى را كه داریم این است كه یك عین خارجى داریم یك صورت ذهنیه داریم حالا مى‌خواهیم ببینیم آیا خداوند متعال هم یك صورت ذهنیه دارد، یك كامپیوترى دارد كه در آن كامپیوترش تمام این صور خارجى را همه را قرار داده، یك بیك آن صور خارجى، صورى كه در آنجا ذخیره كرده در عالم اعیان اینها را محقّق مى‌كند. این طور است؟ یا اینكه نه خداوند متعال ذهن ندارد اصلًا، فكر ندارد، ذهن ندارد همان حقیقه الوجود آن عبارت حقیقت بسیط وجود است آن عبارت است از ذات خداوند متعال، نه این كه خداوند متعال یك ذاتى دارد و در كنار ذاتش یك انبارى از وجود قرار داده، آن صور ذهنیه خارجیه را مى‌آورد در خارج از این انبار وجود یك مقدار حسه‌اى برمى دارد و به او مى‌چسباند و در خارج یك عینى تحقق پیدا مى‌كند، تمام اینها همه باطل است آنچه كه تحقق دارد، عبارت است از همان وجود مطلق و وجود بسیط و آن وجود مطلق و بسیط و لاحدى همان ذات پروردگار است، دیگر ذهن و صورت علمیه و اینها دیگر معنى ندارد. مگر ممكن است كه علم خداوند به یك امر معدوم تعلق بگیرد، یعنى یك امرى كه در خارج اصلًا نیست، به عبارت دیگر اگر ما تمام الحقیقه یك شى را همان عین خارجى بدانیم و فرض بر این است كه او الآن عدم مطلق است، چگونه ممكن است علم پروردگار تعلق بگیرد، به یك عدم مطلق، این محال است، عدم مطلق محال است، اگر شما بگویید كه حقیقت مثالیه او در عالم ثابتات هست، پس بنابراین، این دیگر نشئه علمى دیگر در اینجا معنى ندارد، نشئه عینى دارد. مگر عالم برزخ و مثال این صورت علمیه است؟ این صورت عینیه است. شما، بله؟