جلسه ۱۲۱
2از این نقطه نظر، صفات حضرت حق كه مرتبط است با عالم كون و فساد و عالم ماده وصورت، آن صفات گاهى از اوقات بر حق ثابت است و گاهى از اوقات ثابت نیست. این كه مىگوییم خداوند خالق زید است، اگر زیدى خلق بشود اتصاف خداوند به صفت خلق محقق است واگر زیدى مخلوق نشود و در كار نباشد اتصاف خداوند به صفت خالقیت زید این چیست؟ غیر محقق است، لذا آمدهاند دائره بحث را در صفات ذاتیه اولیه و كمالیه آمدند قرار دادند، مانند حى، مانند قیوم، مانند علم، مانند اراده و مانند حیات و قدرت و امثال ذلك. آنچه كه باعث مىشود كه این شبهه در اینجا پیدا بشود، البته در بحث مصاحبت و اقتران، یا اینكه التزام ذات به صفات ذاتیه خود یا صفات فعلى خود این بحثش الآن خواهد آمد و عدم افتراق ذات از صفات یا افتراق ذات از صفات این بحثش بعداً مىآید. در هر حال چه ما قائل به بینونیت ذات از صفات بشویم یا عدم بینونیت، بحث ما در این است كه فرقى بین صفات دائمه و ازلیه و بین صفات فعلیه حق نخواهد بود با توجه به نزول این صفات در عالم كثرت، خوب جاى اشكال در اینجا باقى مىماند كه چطور ممكن است خداوند متعال متصف به صفت خالقیت یا رازقیت بشود در حالى كه مخلوق و مرزوقى هنوز وجود ندارد.
شبههاى كه، توجیهى كه براى این مسأله مىشود، آن توجیه این است كه تمام این مخلوقات چه آنچه كه تحقق پیدا كردهاند و خلق شدند و چه آنچه كه خلق نشدهاند، تمام اینها یك مرتبه از تقرر را دارند، كه اسم آنها را نشئه علم ربوبى مىگذاریم. در نشئه علم ربوبى تمام مخلوقات بصورت علمیه حضور دارند. سواءٌ اینكه در عالم كون و در عالم اعیان تحقق پیدا بكنند یا تحقق پیدا نكنند. و همین امر، مصحح خطاب كُن، در آیه شریفه (إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ)1، كه در بعضى از تفاسیر این خطاب كُن به آن صورت علمیه در نشئه علمیه ربوبى تعلق مىگیرد. چون در عالم اعیان هنوز تحقق خارجى ندارد. بنابراین این مخاطب خارجى ندارد، پس مخاطب او عبارت است از آن صورت در نشئه علم ربوبى. مطلبى كه در اینجا بله؟
- آيه ٨٢ از سوره يس ٣٦/ ٨٢

