جلسه ۱۲۰
1بسم الله الرحمن الرحیم
وللأصل المذكور حجتّان ...
وللأصل المذکور حجتّان. إحداهما ماتجشمنا باقامتها و هو ان الواجب تعالى لو کان له بالقیاس الى صفه کمالیه جهه کمال امکانیه بحسب ذاته بذاته للزم الترکیب فى ذاته و هو مما ستطلع على استحالته فى الفصل التالى لهذا الفصل.
واجب متعال از آنجایى كه وجودش براى او وجوب و ضرورت دارد، بنابراین تمام شوائب وجود و شوائب به معناى لوازم وجود و صفات وجود براى خداوند متعال وجوب و ضرورت دارد. به خلاف تعّینات امكانیه (سواءٌ مبدَعات) باشند مانند مجردات و عقول یا غیر مبدَعات مانند تعیناتى كه در او خلق و التیام و كون و فساد كه ماده باشد در آنها جارى و سارى است، در تمام اینها نه اصل الوجود و نه لوازم وجود براى آنها بالضروره ثابت است.
بعبارت دیگر این ضرورت از ناحیه غیر بر آنها حمل و افاضه مىشود. جهت این مطلب این است كه وقتى حقیقت الوجود براى یك ذاتى بذاته و لذاته ثابت باشد، صفات و لوازم وجود هم به تبع حقیقت وجود و اعراض وجود، آنچه كه بر وجود عارض مىشود، براى او ثابت خواهد بود.
دراینجا دو مطلب به چشم مىخورد همان طورى كه بعضى از حواشى متذكر شدند مسأله این كه مرحوم آخوند مىفرمایند كه: صفات كمالیه براى حق متعالى ثابت است.
در بیانى كه ایشان مىفرمایند این را تذكر مىدهند چنانچه حقیقت الوجود لذاته و بذاته براى خداوند متعال ثابت باشد، هر صفت كمالى هم براى او ثابت خواهد بود. ممكن است این سؤال مطرح شود كه صفات غیر كمالیه حق در اینجا ممكن است مّد نظر نباشد، مانند صفات انتسابیه، به حق، یا صفات اضافیه به حق، اینها صفاتى است كه، صفت كمالیه براى حق نیست. صفات كمالیه آن صفاتى است كه به خود وجود به لحاظ حقیقت الوجود براى آنها ثابت است، اما جهات انتسابیه مانند فرض كنید كه من باب مثال جهاتى كه بواسطه تعینات و انتساب تعینات كه خلق و امثال خلق است مانند رزق كه اینها در ناحیه بعد از صفات رحمانیت و رحیمیت و علم و قدرت و اراده و مشیت او تعّلق مىگیرد به خداوند متعال، اینها از دایره این بحث خارج است.

