جلسه ۱۲۰
3سؤال: نه خود اوست.
جواب: اگر اینطور باشد پس بنابراین وقتى كه صفات ولو نسبیه و اضافیه باشد، چون منشاء او علت و صفات كمالیه است، پس بنابراین آنها هم داخل در صفات كمالیه هستند. پس در اینجا دیگر بین صفت غیر كمالیه و كمالیه فرقى ندارد.
البته حواشى در اینجا نحوه دیگرى وارد شدند اما برگشت صفات غیر كمالیه به كمالیه پس بنابراین به یك عبارت واحد، مرحوم آخوند همه صفات را داخل در تحت این بحث مىآورد و هیچ مشكلى ندارد.
سیر طولى و عرضى ـ وصول به كمال فقط در عالم ماده است
صحبت در اینجا این است كه آن مسأله اى كه پیش مىآید و ممكن است تبعات و نتایج خوبى هم بر او بار شود این است: وقتى كه ما وجود را واجب براى ذات مىدانیم، به تبع این، صفات كمالیه هم ملصق به وجود است. و همان طورى كه وجود براى ذات واجب بالضروره است، صفات خداوند متعال هم براى ذات واجب بالضروره هست. یعنى از ناحیه غیر افاضه وجوب و ضرورت براى این صفات نمىشود. نفس ذات اقتضاى این صفات و اقتضاى این شوائب و لوازم وجود را مىكند.
دراینجا مسأله اى كه هست این است كه بعضى از صفات بلاواسطه مُنشاء از ذات هستند مانند علم و حیات و قدرت و اراده و امثال ذلك و بعضى از صفات متنازل از آن صفات جمالیه، علم و قدرت و اراده و اینها هستند.
مرحوم آخوند لوازم این بحث را كه ذكر مىكند، از متفرعات این بحث این است كه جهت امكان براى انتظار وصول به یك صفت كمالیهاى، از ذات برداشته مىشود. وقتى كه وجود براى ذات ضرورت داشته باشد صفات منش ئه از آن وجود هم براى ذات ضرورت دارد، آنگاه دیگر حالت منتظره براى ذات وجود ندارد تا اینكه به یك صفت كمالیه برسد.
حالت منتظره براى نطفه وجود دارد تا تبدیل به علقه بشود. حالت منتظره براى یك دانه سیب وجود دارد تا تبدیل به درخت سیب بشود. این جهت انتظار دیگر از ذات مرتفع و برداشته مىشود، چرا؟ چون در ذات، این حالت انتظا، از لوازم امكان استعدادى است. اگر فرض كنید یك ذاتى ممكن است بالاستعداد بالنسبه به یك حالت منتظره و بالنسبه به یك فعلیتى باشد، ما اسم این جهت را قّوه مىگذاریم. و امكان استعدادى در ماده و صورت است، در مبدعات كه ماده و صورت ندارند، درآنجا امكان استعدادى معنا ندارد.

