جلسه ۱۲۰
2جوابى كه در اینجا مىشود داد، این است كه چون صفات غیر كمالیه مستند به صفات كمالیه هست، وقتى كه بحث روى صفات كمالیه مىرود قطعاً از نقطه نظر علیت صفات غیر كمالیه هم در مورد بحث داخل است. لذا مرحوم آخوند صفت را روى جهت كمالى خداوند متعال بردند.
سؤال: خوب اگر ما علت این را تشخیص بدهیم بله، ولى وقتى آن وجود مطلق را در آن تصوّر كردیم دیگر علیت را لحاظ نكردیم، آن علیت كه لحاظ بشود یك مقدار تنزّل است نسبت به معلول. این علت متساوى البین است دیگر پس باید حتماً یك مقدار تنزّل بشود.
پس بما هو مطلق وقتى درك مىشود، علیت و معلولیت مقدور نیست.
جواب: در اصل صفت همین مطلب مطرح است. صفت یك مرتبه متنازله از ذات است. بعبارت دیگر ما اسم تطوّرات اصل ذات و تطوّرات وجود را ما صفت مىگذاریم. آن وقت همین بحث در مورد صفت هم مىآید. وقتى كه ما مىگوئیم: صفات كمالیه، یعنى مراتب نازله ذات كه ملصق به ذات است یعنى جداى از ذات نیست.
سؤال: ممكنات را كه لحاظ كنیم تنزّل بیشتر است، یعنى این مقدار كه مطلق بما هو مطلق با صفات اشراق این منظورش كمتر است.
جواب: ما اصلًا بحث امكان در اینجا نداریم.
سؤال: ناقص همین است. صفات ناقص، كه باشد یعنى ممكن.
جواب: ناقص یعنى یك مرتبه پایینتر، آن صفاتى كه از نظر ارتباط با تعینات خارج این صفت حمل مىشود. لولا تعین خارج این صفت بار نمىشود. فرض كنید خالقیت، در جنبه خالقیت تا خلقى نباشد اطلاق خالق بر خداوند ...
سؤال: باید ممكن لحاظ بشود.
جواب: حالا باید لحاظ بشود.
سؤال: خالقیت، حتماً باید ممكن لحاظ بشود.
جواب: بسیار خوب آن وقت اگر ما این را بخواهیم.
سؤال: یعنى تنزّل كردیم.
جواب: تنزّل كردیم، ولى صحبت در این است كه آیا حمل این صفت به عنوان یك صفت جمالیه پروردگار از ناحیه مخلوق به او عنایت مىشود، یا اینكه خود او مُبدِع و منشاء براى همین تعین است؟

