اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل (4) في أن الواجب لذاته واجب من جميع جهاته‏

نسخه عربی

جلسه ۱۲۰

10
  •  پس بنابراین صفات كمالیه براى هر ذاتى منبعث است از تغیرى كه در آن ذات بخواهد پیدا بشود. و دلیل مرحوم آخوند هم بر استحاله صفات كمالیه بر ذات حق بر همین اساس است. البته دو تا دلیل مى‌آورند كه هر دو به یك نحوه بر مى‌گردد؛ منتهى نوعش تفاوت پیدا مى‌كند.

  • بناءًا على هذا نكته‌اى كه در اینجا هست این است كه صفات كمالیه آن صفاتى است كه بر موضوع حمل مى شود؛ اگر صفات كمالیه بر موضوع من حیث تغیرو تبّدل حمل شود این باید در عالم ماده و صورت باشد؛

  •  صفات كمالیه اگر بر موضوع به لحاظ تغیر و تبّدل حمل وعارض نشود این در عالم مبدعات است. بین این مسأله و بین ذات واجب الوجود در عدم تهیوء و عدم حالت انتظار بالنسبه به این صفات فرقى نمى‌كند. یعنى عدم انتظار بر اى صفات كمالیه ناشى از وجوب وجود براى ذات نیست. بلكه ناشى از عدم امكان استعدادى در ذات است. عدم امكان استعدادى هم در واجب الوجود است و هم در مبدعات است، هم در عالم عقول و در عالم مجردات است. پس عدم حالت انتظار از متفرعات عدم امكان استعدادى است نه از وجوب وجود براى ذات واجب، این از متفرعات او نیست. گرچه مرحوم آخوند در اینجا از متفرعات او ذكر كردند و این از باب بالواسطه است، چون واجب الوجود، واجب الوجود است من جمیع جهات، لذا این وجوب با تمام شوائب و تمام صفاتش براى واجب الوجود ذاتى است. وقتى كه ذاتى شد، معنایش این است كه امكان استعدادى در آنها وجود ندارد، چون امكان استعدادى تغییر و تبّدل جوهرى است؛ جوهرى از یك موضوعى متبّدل بشود به موضوع دیگر، و چون در ذات واجب كه تجّرد محض است تبّدل جوهرى معنا ندارد. و اصلًا جوهر در آنجا معنا ندارد؛ پس بنابراین حالت تهیوء كه حالت قوّه است در ذات واجب معنا ندارد، همانطورى كه در عقول و مجردات هم این تهیوء و انتظار وجود ندارد. این مربوط به صفات كمالیه‌اى بود كه به لحاظ عدم امكان استعدادى، هم بر مجردات هم بر ذات واجب نفى تهیوء و انتظار را مى‌كند، نفى قوّه و فعلیت بعد القوّه را در ذات واجب مى‌كند.