جلسه ۱۲۰
8در اینجا آن صورى كه بار مىشود و براى موضوعات مىآید. آن صفاتى كه مىآید، آنها مبدعات هستند. یعنى تغییرى در وجود این و بواسطه این صفت پیدا نمىشود كه آیا این تجّردش بیشتر بشود یا نه؟ جبرئیل دائماً از علوم پروردگار متنعّم است (إلى مالا نهایه له) ولى آن حدّى كه از آن علوم بهره مىگیرد، آن حد بر اتساع وجودى او نمىافزاید، در یك حد و در یك فعلیت تام است.
سؤال: پس سیر عرضى كمال نیست؟
جواب: نه كمالى نیست، یعنى این كمالش را به انتها رسانده، نه اینكه كمال نیست، دیگر تصّور كمالى نیست. مثل اینكه شما فرض كنید كه انسان برود به فنا برسد و بعد بگوید كه خوب ما به وجود مطلق رسیدیم. حالا رسیدى، دیگر بالایش كه كمال نیست. بیخود چرا این همه راه را رفتى؟
سؤال: این كه دارد حركت مىكند نهایت ندارد.
این كه دارد حركت مىكند، سیر معنایش این است كه یك حركتى و یك تكاملى است؛ و الا چه معنا دارد پیغمبر همین طور درجهاش ارفع درجته بشود؟! اینكه یك درجه بالا برود در حالیكه همه چیز را حائز هست؟
جواب: همه چیز را حائز بودن معنایش چیست؟ معنایش این است كه آیا این با وجود خودش احاطه علمى پیدا كرده بر علم پروردگار كه مىگوئید همه چیز را حائز است؟ وجود پیغمبر، پیغمبر هم باشد باز وجودش محدود است، صحبت در این است كه وجود پیغمبر با توجه به اینكه وجودش محدود هست در عین حال ما مىگوئیم این دیگر فانى شده در آن وجود حضرت حق و حیازت كرده آن صفات را؛ معنایش این است كه به یك مرتبه كمال رسیده است، كه وقتى به آن مرتبه كمال رسید، استفاده تام است از جمیع صفات كمالیه حق. یعنى این استفاده تام كه مىخواهد بكند، دیگر حد و حصر ندارد. الان ما استفادهاى كه مىكنیم حد و حصر دارد. استفاده اى كه ما مىكنیم فقط در مقدار صور برزخیه است. از نقطه نظر مراتب وجود ما استفادهاى كه مىكنیم محدود است. ما استفاده اى كه از نقطه نظر ادراك حقایق مىكنیم، محدود است. یعنى در یك محدوده بیشترى ما نمىتوانیم استفاده بكنیم. الان ما كه در این اطاق هستیم استفاده اى كه مىكنیم از اشیائى است كه دراین اطاق است، اما از آن چه در حیاط است نمىتوانیم استفاده بكنیم.

