جلسه ۱۱۹
2یا اینكه من باب مثال در حمل امكان بر ماده متحقق الوجود مىگوئیم: نطفه امكان انسان شدن دارد. آن ماهیت در مرحله ذات خودش بود، اما ما الان بر این امر متحقق خارجى امكان اطلاق مىكنیم. گرچه ما در اینجا بر این امر و ماده خارجى امكان اطلاق مىكنیم، اما با یك تحلیل و با یك دقت مىبینیم این حكم با حكم اولى ما در مورد زید فرقى نمىكند. به جهت اینكه آن چه كه در اینجا محقق است و فعلیت دارد، یك نطفهاى داراى ماده و صورتى به این شكل و به این خصوصیت است، و ما در این صورتى كه براى این ماده پیدا شده، امكان حمل نمىكنیم. یعنى حمل امكان و اتصاف جنین و نطفه به این ماده و صورت، این اتصاف به حمل امكان نیست، بلكه بالفعل است. الان بالفعل نطفه، نطفه است نه بالامكان.
ما این نطفه را به لحاظ تیؤش براى علقه و مضغه شدن در یك عالمى مىبریم و در آن عالم این نطفه را رها مىكنیم، آن وقت حكم امكان را به لحاظ آن عالم برآن حمل مىكنیم. آن عالم، عالم تعرى از ماده و صورت و صرف تقرر ذهنى ماهیت است. یعنى الان كه این نطفه است ما به لحاظ همین تحقق خارجى او نمىگوئیم این ممكن است براى اینكه علقه بشود. چون وقتى یك شیئ صورت خارجى پیدا كرد دیگر معنا ندارد كه همین شیئ با اتصاف به این صورت خارجى چیز دیگر بشود. این محال است. بله، در این نطفه یك حالت آمادگى هست كه به واسطه آن تهیؤ ما تحقق امر لاحق را بر این متصف به امكان مىكنیم، امر لاحق كه علقه یا مضعفه است یا بعد كسونا العظام لحماً هست، این امر لاحق بر این نطفه نه به لحاظ همین صورت خارجى است، بلكه به لحاظ تهیؤ اوست براى رسیدن به آن لاحق.
آن تهیؤ عبارت است از ماهیت معراى از وجود و عدم. یعنى نطفه فى حد نفسه قابلیت براى علقه شدن دارد یا قابلیت براى علقه شدن ندارد؛ از این نطقه نظر ما به او ممكن مىگوئیم. البته موارد امكان قبلا خوانده شد امكان ذاتى، امكان استعدادى، امكان و قوعى، ولى ما همه اینها را در یك تعریف عام یك كاسه كردیم.

