اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل (4) في أن الواجب لذاته واجب من جميع جهاته‏ شروع سال تحصیلی 1419

نسخه عربی

جلسه ۱۱۹

6
  • نحوه عصمت ملائكه ـ منشأ صدور ذنوب و سوزندگى جهنم

  •  مرحوم آخوند در این جا مى‌فرماید كه این بحث واجب الوجود، واجب الوجود لذاته یك مطلب است، و این كه واجب الوجود چون واجب الوجود لذاته هست پس بنابراین حالت انتظار براى تحصیل صفات كمالى را ندارد مطلب دیگرى است و بینهما عموم مطلق. هر جا كه واجب الوجود، واجب الوجود لذاته بود، در آنجا حالت انتظار براى تحصیل صفت كمالى را ندارد، چون صفات كمالى از شوائب وجود است، وقتى كه اصل الوجود ذاتى براى واجب الوجود بود، پس بنابراین صفات كمالى هم ذاتى براى او خواهند بود و دیگر بالغیر نخواهند بود. ولیكن اینكه اگر یك چیزى از نظر اتصاف به فعلیت رسیده باشد و صفت حالت انتظار نداشته باشد، منافاتى با ممكن الوجود لذاته ندارد. مانند مفارقات نوریه و مانند عقول. مفارقات نوریه و عقول به فعلیت تامه رسیده‌اند چون فعلیت آنها فعلیت تامه است، لذا حالت انتظار براى تحصیل كمال مجدد را ندارند اما از این استفاده نمى‌شود پس بنابراین اینها واجب الوجود لذاته هستند. هر چیزى كه به فعلیت تامه برسد، دیگر حالت انتظار براى فعلیت دیگرى را ندارد. عقول، مرتبه عقل و مرتبه مجردات و ملائكه فعلیتشان، فعلیت تامه است، یعنى به یك رتبه و به یك حدى رسیده‌اند و در آن حد متوقف شده‌اند. وقتى كه این فعلیت، فعلیت تامه شد و استعداد از وجود او برخاست، حالت انتظار براى كسب صفت مجدد را ندارد. اگر حالت انتظار را داشته باشد، دلیل بر این است كه فعلیت، فعلیت تامه نیست.

  •  منظور از فعلیت تامه نه فعلیت از حیث جمیع شوائب وجود است، بلكه فعلیت رتبى منظور است. اگر یك وجودى به فعلیت رتبى رسید و در آن مرحله متوقف شد دیگر انتظار براى فعلیت بعد در او نیست. یعنى وقتى مقتضاى ذات او به یك حد، رسید دیگر انتظار براى مرتبه دیگر براى وجود او نمى‌شود.