جلسه ۱۱۸
1بسم الله الرحمن الرحیم
تطبیق متن: بحثٌ و تحصیلٌ
وهذا الجواب على هذا الوجه غیر صحیح این جوابى كه فرمودند كه وجود یك طبیعت نوعیه متواطیه نیست و مجرد اتحاد مفهوم موجب عینیت با مصادیق خارجیه نخواهد شد، بلكه ممكن است كه یك مفهوم واحد از اشیاء مختلفه الحقایق انتزاع بشود، این صحیح نیست لما اشرنا الیه كه گفتیم أنّ افراد مفهوم الوجود لیست حقائق متخالفه چون اینها قائل به تشكیك در وجود هستند و تشكیك در وجود را بر اساس حقائق متخالفه مىدانند؛ چون هر مرتبه از مراتب تشكیك جداى از مرتبه دیگرى است در حقیقت، و استغنا و استقلال دارد از مرتبه دیگر. و افراد مفهوم وجود اینها حقیقت متخالفه نیستند، بلكه وجود حقیقت واحده است (و لیس اشتراکها بین الوجودات کاشتراک الطبیعه الکلیه ذاتیه کانت او عرضیه) اشتراك این حقیقت واحده بین وجودات خارج اشتراك طبیعت كلیه چه ذاتیه و چه عرضیه نیست مانند طبایع كلیهاى كه مصادیق خارجى دارند و مصادیق خارجى، افراد نوعیه آن طبیعت كلیه هستند، طبیعت كلیه یا ذاتى باشد یا از جمله اعراض باشد (اذ الکلیه و البخرئیه من عوارض الماهیات الامکانیه) كلّیت و جزئیت اینها عارض بر ماهیاتند یعنى ماهیات خارجى به لحاظ اشتراك افرادشان انتزاع یك حقیقت كلى مىشود و به لحاظ تشخصشان انتزاع یك حقیقت و طبیعت جزئى مىشود؛ كه آن طبیعت جزئى (لا یصدق على كثیرین) است و آن طبیعت كلى قابل صدق بر (كثیرین) است.
ولى وجود كه ثانى ندارد، اصلّا براى او جزئى نمىشود تصور كرد. چون جزئى به آن طبیعتى گفته مىشود كه در قبال كلى و یا داخل در تحت كلى، ولى مصداق اوست.
زید جزئى است، چرا؟ چون داخل در تحت طبیعت نوعیه انسانیه و مصداق براى اوست و این قابل صدق بر كثیرین نیست به خلاف آن حقیقت ما به لااشتراك كلى او كه بین او و بین سائر افراد على حد (سواء و تواطى) صادق است.

