جلسه ۱۱۸
3فرض كنید من باب مثال یك خاكى را شما تصور كنید. این خاك را به عنوان اصل تعین قرار بدهید، بعد در این خاك و آب قالب هایى مىخواهید بریزید و آجر درست كنید، خشت درست كنید، چیزهاى مستطیل و مربع درست كنید، تمام این ها تعین مىشود. همینطور فرض كنید كه این خاك هم در خاكیتش نیاز به كسى ندارد و هم در این قالب هایى كه در خودش مىریزیم نیاز ندارد. هم خودش قائل به خودش است و هم خودش خودش و مىریزد توى قالب و قالب درست مىكند. یك بنّا نمىخواهد كه بیاید تا اینكه آن را مثلًا قالب درست كند. از باب تشكیك عرض مىشود.
پس وجود نه در موجودیتش نیاز به یك تعین و وجود دیگرى دارد، و نه در اینكه در تعینى مىخواهد بیاید نیاز به یك شخص دیگرى دارد. خود وجود است كه خود را ...1
لأن وجوده ذاته وجود این وجود، ذات وجود است، جداى از او نیست وسنین فى مبحث التشکیک أن التفاوت بین مراتب حقیقه واحده و التمیز بین حصولاتها
تفاوت بین مراتب یك حقیقت و التمیز بین حصولاتها بین تحصلات این حقیقت واحده و بین مراتبش و بین تعینات خارجى. قد یکون بنفس تلک الحقیقه گاهى اوقات به خود این حقیقت است، یعنى خود همین حقیقت خودش موجب تمیز هم خواهد شد. فحقیقة الوجود مثل این كه فرض كنید من باب مثال اگر كسى تشنهاش باشد اگر این آب نخورد مىمیرد. پس این آب موجب حیات انسان است. حالا اگر آنقدر به این شخص آب دادیم تا از این طرف مرد، خود همین آبى كه موجب حیات اوست، خود همین آب موجب موت او مىشود. احتیاج به چیز دیگرى نداریم كه مثلًا چماقى از آن طرف بیاید و تو سرش بزند. همین آبى كه به او مىدهیم، بالاخره مىتركد. بقول آقایان اطّبا یكى از موارد مسمومیت، مسمومیت آبى است. كه اینقدر به طرف آب مىدهند تا اینكه اصلًا كلیه اش از كار مىافتد و نمىتواند اینها را دفع بكند، لزج شده و نسج هاى كلیه از بین مىرود.
- سؤال: تعينى که اينجاست مرادشان همان قوالب امکانيه است يا تعين بمعنى عينيّت خارجيه است.
جواب: بله همان قوالب مىشود عينيت خارجى.
سؤال: ما که اين را خارج کرديم که گفتيم با مقولات که سازش ندارد بگوئيم مقولات مثلًا تعيّن همان مقولات است ديگر همان جنس و فصل است، همان.
جواب: ما بعد انتزاع مقولات را از آن مىکنيم، اما خود وجود حقيقتش با مقولات دو تا است. وقتى که اين به صورت يک تعين در آمد ما ازآن کم و عرض انتزاع مىکنيم، عرض اما خود وجود که کم ندارد. ما وقتى که اين وجود به اين شکل در آمد، بياض ازآن انتزاع مىکنيم، کيف انتزاع مىکنيم، ساير مقولات انتزاع مىکنيم، اما نه اينکه اين بخواهد بر مقولات عارض بشود. خود اصل وجود خارج از مقول است.
- سؤال: تعينى که اينجاست مرادشان همان قوالب امکانيه است يا تعين بمعنى عينيّت خارجيه است.

