اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(3) في أن واجب الوجود إنيته ماهيته

نسخه عربی

جلسه ۱۱۸

7
  •  یعنى اگر ما وجود را متواطى بدانیم، لوازمش هم متساوى است. نباید اینطور باشد كه بر ذات واجب عارض نشود و عینیت با ذات داشته باشد ولى بر ذات ممكن عارض بشود. اختلاف بین ذات و بین وجود باشد. خوب این بر تقدیر تواطى اشكال پیش مى‌آید.

  •  حالا اگر شما بگویید وجود مشكك است و مفهوم مشكك بر حقائق مختلفه اى هم صدق مى‌كند، البته اختلاف رتبى. و بر تقدیر تشكیك (تهافت) این خلاف است (استلزام عروضتن كل) چون لازم مى‌آید كه در همه چیز باشد عراض بشود چون اگر مشكك باشد، خود این تشكیك استجلاب ماهیت مى‌كند. پس مرتبه واجب یك مرتبه استقلال دارد كه آن مرتبه را از مراتب دیگر متمایز مى‌كند. پس باید بر همه عارض بشود. هم برآن مراتب پایین هم در آن مرتبه بالا. در آنجا هم باید ما قائل به ماهیت بشویم (فیقال له کرلاهما فاسد) به ایشان مى‌گوییم این هر دو فاسد است، چه تواطى بگیریم، چه مشكك (اما الاول فلأن المتواطى ربما لایکون ذاتیاً لما تحته من الوجودات المختلفه فى العروض و اللاعروض متواطى شاید براى انچه كه مصادیق اوست از وجودات مختلفه در عروض و لا عروض ذاتى نباشد ومطلوبک زیادة وجود الخاص و هو غیر لازم انچه كه شما دنبالش هستید این است كه یك وجود خاص زائد بر آن ذات خواهد بود و این لازم نمى‌آید. یعنى از متواطى بودن لازم نمى‌آید كه وجود خاص زائد برآن ذات باشد. ممكن است عین آن باشد. و به عین او بودن در عین حال هم متواطى باشد. لجواز (ان یکون أحد معروضات مفهوم الوجود الا نتزاعى وجودا قیوما بذاته) چون ممكن است یكى از معروضات مفهوم وجود انتزاعى ـ وجود انتزاعى یعنى همان وجود عام ـ یكى از معروضات و مصادیق ان وجود عام كه وجود انتزاعى و مشترك است، یكى وجود قیوم به ذات باشد لکونه حقیقه مخالفته لسائر المعروضات من الوجودات الخاصه ذوى الماهیات) چون این وجود خاص قیوم به ذات یك حقیقتى است كه مخالف با سایر مصادیق از وجودات خاصى كه داراى ماهیت هستند. خصوصاً على قاعدتنا خصوصاً همانطور كه ما گفتیم من کونه اصل الحقیقه الوجودیه این وجود خاص اصل همه حقایق وجودات است.