جلسه ۱۱۷
6مرحوم آخوند از این نظر بر مبناى اینها اشكال وارد مىكند و مىفرماید كه مفهوم وجود مثل مفهوم شیء نیست تا اینكه از حقائق متباینه بالذات یا متباینه بالرتبه كه بالاستقلال باشد شما یك مفهوم را انتزاع كنید و بعد بر همه آنها به نحو تواطى صدق كند. مفهوم وجود عبارتست از یك ما بازاء خارج یعنى آنچه را كه ما تصور مىكنیم از هستى، آنچه كه مفهوم ذهنى ما و تصور ذهنى ما از هستى هست، آن تصور ذهنى ما در خارج اگر دنبالش بگردیم یك امر واحد بیشتر نیست. آن امر واحد أشكال مختلفى دارد و اشكال ندارد. همه این اشكال مختلف تعلقات محض و ربط محض هستند به یك حقیقت واحد كه آن حقیقت واحد حقیقت لا اسم و لا رسم است. پس بنابراین آن حقیقت واحد لا اسم و لا رسمى است كه به صور مختلف در مىآید و ما چون نگاه به آن حقیقت واحد نداریم، به صور نگاه مىكنیم، تعدد را مىبینیم و تعدد ماهوى احساس مىكنیم. ولى در واقع آن صور چیزى نیست جز تحدید و جز أشكال محدودهاى كه تمام آنها مُظهر ظهورات مختلف براى مقام لا اسمى و لارسمى هستند كه همان حقیقت وجود باشد.
بناءًا على هذا وجود در خارج مىشود واحد شخصى و قائم جزئى نه كلى به شخص و منتهى این جزئى، جزئى سعى است.
این لیوانى كه من الان در دست دارم، جزئى سعى نیست. یعنى این لیوان هر چه هست همین خودش هست، اگر رنگ داشته باشد رنگش سفید است، حجمش هم من باب مثال یك حجم محدود است، وزنش هم یك وزن محدود است. یك گرم كم و زیاد نمىشود. این جزئى سعى نیست، جزئى محدود است. اما فرض كنید كه یك جزئى داشته باشید مثل دریا، یك دریا را در نظر بگیرید، آنهم محدود است اما به نسبت به این، این دریا یك جزئى است، كلى كه نیست. فرض كنید اقیانوس اطلس، این اقیانوس اطلس، یك دریا ست ولى این دریا سعه دارد یعنى فرض كنید تمام جزائرى كه در آن هست، این دریا، آنها را احاطه مىكند. در یك جا این دریا بصورت گرد است، در یك جا این دریا بصورت مستطیل است، در یك جا این دریا به صورت بیضى است، در یك جا این دریا به صورت مربع است، ولى این دریا در تمام این قالبهایى كه حركت مىكند و جریان دارد باز به همه اینها دریاى اطلس مىگویند، اقیانوس اطلس مىگویند. حتى فرض كنید كه اگر رودخانههایى در این دریا در جریان باشد كه خوب مسائل جغرافیایى هست، تمام اینها در این دریا هضم مىشوند. جریان هایى كه از شمال به جنوب مىآیند و آب شیرین و این حركتهاى آب گرم در میان آب سرد و این جریان هایى كه لابد خودتان هم میدانید، تمام اینها داخل در این دریا هستند. این را مىگویند جزئى، جزئى است ولى سعه دارد، محدود به یك شكل خاص نیست. این لیوان محدود به این شكل است. امروز به این شكل است، فردا هم به این شكل است. اگر تا ده سال دیگر هم باشد باز این لیوان شكل خودش را از دست نمىدهد. اما این دریا اینطور نیست، در یكجا مىرود مىشود مربع، در یكجا مىشود دایره، در یكجا مىشود بیضى ولى در عین حال این واحد جزئى خودش را از دست نمىدهد. آن دریا با اقیانوس آرام تفاوت پیدا مىكند. این اقیانوس با اقیانوس هند تفاوت پیدا مىكند. این اقیانوس اسمش اقیانوس اطلس است. این دریا دریاى اطلس است با بقیه تفاوت پیدا مىكند. آنچه كه در وجود است.

