جلسه ۱۱۷
5این بر خود جواب اشكال وارد نمىكند، ولى از نقطه نظر فنى مرحوم آخوند بر این آقایان اشكال وارد مىكنند. از نظر خود مسئله تشكیك در وجود، نه از نقطه نظر اینكه جواب براى این اشكال هست یا نیست، این جوابى است كه ایشان دادند.
اما مطلبى را كه خود مرحوم آخوند مىآیند جواب مىدهند و تشكیك خاصى را مطرح مىكنند كه این تشكیك خاصى منافاتى با تشخص خاص وجود ندارد. به این معنا كه بطور كلى چون در تشكیك وجود كه مطرح مىشود و مستقل است همان مرحله استقلال حد ما هوى آن مرتبه را تشكیل بدهد. پس بنابراین اگر یك مفهوم واحد بر حقائق مختلفه تشكیك در وجود صرف مىشود، این تقریباً شبیه كلى طبیعى خواهد بود تا یك كلى سعى و جزئى، یعنى جزئى در عین جزئیتش سعه داشته باشد.
ولى بنا بر مبناى مرحوم آخوند مفهوم وجود حكایت مىكند از یك ما بازاء خارج. ما بازاء خارج براى وجود حقائق مختلفه مقول به تشكیك نیستند كه هر مرتبهاى از وجود با مرتبهاى دیگر اختلاف ماهوى داشته باشند بواسطه مرتبه اختلاف مرتبهاى كه دارد. مراتب شدت و ضعف خارجى وجود منافاتى با جزئیت و با تشخص وجود ندارند. و عجیب اینجاست كه این دیگر كلى طبیعى نیست تا برافراد مختلف صدق كند، بلكه یك واحد جزئى است. آن یك واحد جزئى مراتبى دارد. یعنى آنچه كه ما در خارج مىبینیم یك كیسه است، یك كیسه برنج است، آنچه كه ما در خارج مىبینیم یك كیسه گندم است منتهى این یك كیسه گندم متفاوت است. فرض كنید نصفش گندم صحیح و سالم و نصفش گندم نیمه است و ثلثش گندم خرد است ولى آن چه در خارج است گندم است، فرض كنید من باب مثال. اینطور نیست كه ما در خارج سه كیسه داشته باشیم از برنج، یك كیسه اش سالم سالم و یك كیسه نیمه و یك كیسه هم خرده، در خارج ما یك واحد بیشتر نداریم كه آن یك واحد خودش در ذات خودش اختلاف دارد. آن یك واحد یك تكه اش ماده است، یك تكه اش صورت است، یك تكه اش مجرد است، یك تكه اش لا اسم و لا رسم است. ولى آنچه كه درخارج است واحد است و حقیقت همه آنها همان لا اسم و لا رسم است و همان است كه به صور مختلفه مىآید. از باب تشبیه عرض مىكنم نه اینكه واقعاً این تشبیه عین مشبه و مشبه به باشد. نه، قائلین به تشكیك در وجود از حكما قائل به تعدد كیسههاى برنج شدند، قائل شدند به اینكه مراتب مختلف در وجود هر كدام به واسطه اختلاف ما هوى اصلًا اختلاف ذاتى با یكدیگر دارند. یعنى مرتبه وجود مجرد اصلًا ارتباطى بوجود ماده ندارد؛ مرتبه وجود ماده، ارتباطى با وجود صورى و برزخى ندارد. هر كدام از اینها براى خودشان یك مرتبه جدایى دارند. همانطور كه شما انتزاع شیئیت از اشیاء را مىكنید از اینها در حالیكه اینها هیچ كدام بهم مربوط نیستند، شما انتزاع یك مفهوم وجود از اینها مىكنید، در حالیكه هر كدام از اینها، یك استقلال رتبى دارند.

