جلسه ۱۱۵
3مرحوم آخوند ملا على همدانى در همدان خیلى مرد وزین و بزرگوارى بود. داشت با اصحابش از مسجد مىآمد؛ از مدرسه مىرفت. منزل یكدفعه آقایى كه خیلى شوخ بود در خیابان با او برخورد كرد آقا سلامٌ علیكم. سلامٌ علیكم آقا حال شریف چطوره، اهل بیت چطورند. آقا زاده چطورند شنیدم كسالت داشتند، بله، ایشان گفت، بچههایت چطورند، سلامت باشید، بعد نگاه كرد، آخر آخوند به او مىگوید، آقا، من شما را بجا نمىآورم، آقا بله، از قضا بنده هم شما را بجا نمىآورم، بعد دیگر با هم رفیق شده بودند. این آقا بدون صورت ذهنى نقض كلام آخوند مىخواسته ارتباط برقرار كند.
در اینجا خیلى قضایا و مسائل هست، خیلى زیاد. مسائل اخلاقى، مسائل اجتماعى، نحوه سلوك انسان، نحوه ارتباط انسان با قضلیا و مسائل خارجى، تحلیل و تجزیه قضایا، همه اینها، یك بابى است براى این كه انسان چه نحوى با مسائل خارجى برخورد پیدا كند و تمام قضایا را بر اساس ذهنیاتش حمل مىكند. ذهنیات خارجى او پرده مىاندازد جلو انسان و بین حقیقت فاصله مىاندازد و تمام این ها از مدركات بالذات و مدركات بالعرض است.
(لان المدرک بالذات من کل شى) مدرك بالذات از هر چیزى عند الحکماء بعد تحقیق معنى الادراک. بعد از این كه معناى ادراك روشن بشود كه بعدا مىآید وتلخیصه عن الزوائد و آن ادارك از زوائد تلخیص بشود، پاك و آراسته و پیرایش بشود (على ما یستفاد من تحقیقات المحققین من المشائین) آن حقیقت ادراك كه در بحث وجود ذهنى خواهیم گفت (کما سیقرع سمعک) كه بعدا مىشود (لیس الا نحو وجود ذلک الشئ) یك نحوه وجود همین شى است، یك نحوه وجود شیئى منتهى وجود ذهنى است نه وجود خارجى.
شى دو نحوه وجود دارد. بلكه ممكن است انحاء وجود داشته باشد.
یك نحوهاش وجود شیى وجود مادى است كه ما داریم مىبینیم. فرض كنید نیم كیلو وزنش است. یك نحوه وجودش وجود برزخى است كه صورت دارد و ماده ندارد،

