اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(3) في أن واجب الوجود إنيته ماهيته

نسخه عربی

جلسه ۱۱۴

4
  •  پس به این معانى كه الان درون ماست و معیت دارد با ذات است ما و توأم است با ذات ما، مى‌گویند علم حضورى، پس علم حضورى عبارت است ازحضور الاشیاء و انكشاف الواقع به نحوى كه آن عینیت با ذات داشته باشد و ذات شاعر به این نباشد. بعد از این علم حضورى یك علم تركیبى دوباره براى انسان پیدا مى‌شود.

  •  اگر از شما بپرسند حالا كه ما این را به شما نشان دادیم به چه درد مى‌خورد؟ شما مى‌گویید كه من این را مى‌برم در حافظه خودم. این مى‌شود علم به علم. یعنى آن ملكه و صفت نفسانى كه در ذات ماست، آن صفت نفسانى چه بسا در ذهن نمى‌آید، اما در یك قضیه كه واقع مى‌شود در مقام، چون مربوط میشود و ارتباط پیدا میكندبا آن صفات و ملكات ما، ما در آن جا علم به علم پیدا مى‌كنیم.

  •  وقتى به شما بگویند كه چطوربا این صحبت مى‌كنید؟ مى‌گویید: آقا من قوه ناطقه دارم، این علم به قوه ناطقه، این صورت ذهنى كه ازاین قوه ناطقه براى ما پیدا مى‌شود، این صورت ذهنى قبلا نبود، غافل بودیم، ولى این غفلت موجب اشتباه و انحراف ما نبود. چون این عین حضور واقع است عند النفس و عندالذات. همین نفس حضور این واقعه و این صفات و ملكات موجب میشود كه نفس اتجّاه پیدا كند نحو المطلوب در مواقع مختلف. این را مى‌گویند علم حضورى، این علم حضورى بسیط است،

  •  در مقابلش علم تركیبى است و آن این است كه انسان معلوم بالعرضى داشته باشد در خارج، و معلوم بالذاتى داشته باشد در ذهن، آن صورت ذهنیه عبارت از حكایت ازخارج و معلوم بالذات است، چون آن با نفس انسان معیت و اتحاد پیدا مى‌كند.

  • صور ذهنیه بانفس اتحاد برقرار مى‌كند

  •  در بحث علم و عالم و معلوم و در بحث عقل و عاقل و معقول كه بسیار مسئله مهم فلسفى است در آن جا عرض كردیم كه تمام صور ذهنیه بانفس اتحاد برقرار مى‌كند، نه این كه عارض بر نفس مى‌شوند به نحو عروض كیف و امثال و اعراض بر جواهر و بر موضوعات خودشان. نخیر! نفس است كه متحول مى‌شود و متبدل میشود به این صورت ذهنى. لذا آثارى بر این مترتب میشود. اگر صرفا یك عروض عرض بود كه آثارى بر آن بار نمى‌شد.