اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(3) في أن واجب الوجود إنيته ماهيته

نسخه عربی

جلسه ۱۱۴

5
  •  در اینجا اختلاف افتاده بر این كه حقیقت علم چیست؟ علم چه واقعیتى است؟ و از چه مقوله اى است؟ كه البته در بحث علم و وجود، و وجود ذهنى خواهد آمد كه حقیقت علم چیست؟ حقیقت ادراك چیست؟ حقیقت عقل چیست؟

  • مرحوم صدرالمتالهین: علم داخل در هیچ یك ازمقولات نیست

  •  مرحوم صدرالمتالهین همان طورى كه در اینجا اشاره كرده و بحث مفصّل را بعد ذكر مى‌كنند، مى‌فرمایند كه علم اصلا داخل در هیچ یك ازمقولات نیست؛ نه داخل در مقوله كیف است، نه داخل در مقوله جوهر است، و نه داخل در مقوله‌اى است ازمقولات تسعه، یا مقولات بیشتر از تسعه یا كمتر از آن، در این جا مقولات عرضیه منظور هست. علم داخل هیچ كدام از اینها نیست، بلكه داخل در مقوله وجود است و وجود هم كه مقوله نیست پس علم (نحو من الوجود) است. در بحث وجود ذهنى در منظومه ما مطلب را تاحدودى باز كردیم كه خود وجود فى حد نفسه (لا حد له و لا رسم)، بلكه حدود و رسوم عبارت است از تعینات وجود، به عبارت دیگر چه ما قائل به تشكیك در وجود باشیم بنابر اصطلاح حكماء نه بر اصطلاح تشكیكى كه مورد نظر و مبناى ما هست و چه قائل به تشخص حقیقى وجود بوحدت شخصیه حقیقیه خارجیه باشیم، بنا بر هر كدام از این دو مبنا خود وجود فى حد نفسه نه حدى دارد و نه رسمى دارد. بلكه این وجود اگر بخواهد تنزل پیدا بكند و در مرتبه اى از مراتب تشخص پیدا بكند، در آن جاست كه حد و رسم مى‌پذیرد، و حدود او را مقوله اى از مقولات یا مقولاتى كه عبارت است از جواهر و اعراض باشند تشكیل مى‌دهند سواء این كه این تشخص، تجردى باشد یا تشخص طبعى و ملكى و مادى باشد.

  •  اما خود وجود فى حد نفسه هیچ حدى ندارد و هیچ تعریفى را ما براى وجود مثل (ظاهر بنفسه و مظهر لغیره) نمى‌توانیم داشته باشیم، زیرا كه این تعبیر ذات وجود را بیان نمیكند، آثار وجود را بیان میكند. یعنى اگر نور را شما من باب مثال بخواهید تعریف كنید (الظاهر بنفسه، المظهر لغیره)، این تعریف نور نیست تعریف لازمه نور است، لازمه ذاتى نور است، چطور اینكه شما بخواهید اربعه را تعریف كنید مى‌گویید (الاربعه زوج) فرض كنید كه (منقسم بعددین كه هو الاثنین) من باب مثال دراینجا این كه مى‌گویند (الاربعه زوج) زوجیت عین اربعه و نفس اربعه نیست، لازمه ذاتى اربعه است به جهت اینكه همین زوجیت در مورد سته هم میاید، همین زوجیت در مورد عشره هم میاید، همین زوجیت در مورد اثنین هم میاید. پس بنابراین لازمه ذاتى اربعه را شما در اینجا آوردید كه زوجیت باشد.