اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(3) في أن واجب الوجود إنيته ماهيته

نسخه عربی

جلسه ۱۱۳

6
  •  دوم ما یك معناى عام سعى هم راجع بوجود، مفهوم وجود گرفتیم و آن حصه اى است كه به هر حقیقت كلیه یا یك حقیقت نوعیه مشخص ما حمل مى‌كنیم، كه عبارت است از وجود انسان؛ وجود انسان مقابل با وجود بقر است، مقابل با وجود غنم است، این هم حصه اى است از وجود كه ما براى این وجود بار مى‌كنیم. هر كدام از این دو معنا باشد، عارض بر وجود مبدا اول خواهد بود. چه این كه وجود در مقابل عدم اطلاقى باشد كه وجود اطلاقى است. این عارض بر وجود مبدأ اول است. مى‌گویم (الله موجود بالوجود المقابل بالعدم،) یعنى در این جا مفهوم وجود به عنوان كلى اطلاق بر خداوند متعال خواهد شد. همین طور مى‌گوییم كه الله موجود بوجودى كه اختصاص بذات حق دارد، یعنى حصه مخصوصى كه این مربوط به اله است، نه مربوط به ممكن، وجود لایق به شأن پروردگار، این مى‌شود حصه‌اى از وجود، این وجود لایق به شان پروردگار، باز این كلى است. محدود كه نیست، گرچه یك مصداق در خارج دارد، ولى خودش حصه‌اى است از وجود. هر كدام از این دو، اطلاق و عارض بر ذات پروردگار خواهد شد، زائد است بر وجود مجرد كه مبدا ممكنات است (الذى هو نفس ماهیه الواجب) كه آن وجود مجرد مبدا خود ماهیت واجب است (و لیس فیه اعتراف بکون وجود الواجب زائدا على حقیقه)

  •  در این مسئله اعتراف نیست كه وجود واجب زائد بر حقیقتش است، چون آن كه زائد است این مفهوم عام است، این مفهوم عام هم كه به حقیقت واجب كارى ندارد یك مفهوم عامى است كه بر همه ممكنات و همه غیر او اطلاق مى‌شود. مثل شیئیت است، حالا كه شما بر واجب شیء مى‌گویید، یعنى پس حقیقت واجب داراى ماهیت است، چون شیئیت یك معناى كلى است، اطلاق بر او شده پس حتما این معناى كلى جنس است، یك فصل هم مى‌خواهد، هر دو ضمیمه مى‌شوند. پس حقیقت واجب مى‌شود مركب، نه، اشكال ندارد كه ما یك معناى واحد را كه معناى عام الشمول است بر همه این متعینات خارجى اطلاق بكنیم