جلسه ۱۱۳
3جواب اشكال دوم
اما جواب اشكال دوم كه به نحوه دیگرى بیان كردند، این كه وجود خاص یا داخل است در تحت آن كون یا داخل نیست. اگر داخل باشد گفتیم جنس و فصل لازم مىآید. اگر داخل نباشد، پس بنابراین وجود اطلاق بر آن نمىشود. ایشان مىفرمایند كه این مسئله وارد هست در صورتى كه ما آن وجود را یك ماهیت طبیعیه بدانیم.
اگر ما وجود را یك مفهوم مشترك بدانیم، آن مفهوم مشترك كه ماهیت نیست. یك مفهوم مشترك كه قابل صدق است بر مبدأ و بر غیر مبدأ اگر ما بدانیم، پس بنابراین این وجود یك وجود سعى مىشود. و وقتى كه وجود سعى شد، حقیقت آن همان مبدا متعال است. و ظهور و مظهرش همین تعینات خارجى هستند. و این هم ماهیتى را بوجود نمىآورد تا این كه محالیت از حیث تركب ذات، از ماهیات كلیه باشد.
این هم جوابى كه باز ایشان در این جا دادند كه به یك نحوى با جواب اول تفاوت دارد.
تطبیق متن
(أو إن کان له وجود مشترک فیکون ذلک لازما حتى یجب له.)
در مورد واجب الوجود، اگر براى این واجب الوجود، وجود مشتركى باشد. پس این وجود مشترك واجب و لازم است براى او، تا این كه براى او واجب مىشود. یعنى این وجود، نفس وجود، این ملازم با وجوب است. نه این كه این نفس وجود عارض بر او مىشود بواسطه خارج، یا این كه ما موجودٌ را در این جا لفظ براى تعبیر بیاوریم از ذات بارى یا (او یوخذ الوجود بالمعنى العام) یا این كه وجود را به معناى عام مىگیریم. وجود به معناى عام است. (فیکون لازما لا یرفع دائما) پس این وجود به معناى عام، لازمه این وجود واجب است نه این كه ممكن است براى این وجود واجب، ممكن است عارض بشود در صورتى كه وجود خاص بر آن عارض بشود. ممكن است عارض نشود در صورتى كه وجود خاص بر آن ماهیت ممكن نباشد.

