جلسه ۱۱۲
2مثل این كه فرض كنید كه از باب مجاز عقلى، مىگوییم كه زیدٌ العالم، در آن بحث ها كه یادتان مىآید؟ كل عالمیت را ما منحصر در زید مىكنیم. زیدٌ العالم نه اینكه الف و لام، الف و لام عهد باشد. نه، الف و لام استغراق است، استغراق عرفى است. یعنى تمام علم منحصر در زید است. یعنى علم خلاصه شده است در زید به عنوان استغراق. پس این العالم به عنوان كلى طبیعى مصداق منحصر به فرد آن، زید خواهد بود. یعنى شما در هر جا كه بخواهید مصداق عالم پیدا كنید، آن مصداق غیر از زید كس دیگرى نخواهد بود. پس اصلا براى این عالم یك مصداق بیشتر وجود ندارد. البته مجازاً، نه حقیقتاً و آن یك مصداق زید است. این مىشود مجاز. استغراق در مجاز عقلى این است كه ما یك معنائى كه داراى مصادیق متعدده هستند نداریم.
یا مثل زیدٌ الامیر مىگوید كه فقط امیر در اینجا زید است. غیر از زید در اینجا
كسى كارهاى نیست. حالا هزار تا هم امیر در اینجا باشد، اما تمام آن امیرها فُرمالیته هستند. آن امیرها همه فرض كنید كارى از دست ایشان بر نمىآید. آن امیر واقعى زید است. عالم زیاد است ولى این عالمها هیچكدام اینها فایده ندارند. آن عالم واقعى منحصر در زید است. پس این كلى طبیعى را فقط یك مصداق، برایش پیدا مىكنیم. و آن مصداق، زید است.
در مورد واجب الوجود. هم همین مطلب را مىگوئیم آقایان نظرشان باین نكته است كه در مورد واجب الوجود. مىگویند كون در خارج انحصار دارد و امتیاز آن فقط با ذات واجب الوجود است. این امتیاز را به كس دیگرى ندادهاند. یك شركتى وقتى مىخواهد تاسیس بشود. به خاطر اینكه كس دیگر نیاید تقلب كند. این را مىروند ثبت مىدهند مىگویند این كارخانه فرض كنید كه آفتابه سازى، این اختصاص دارد فرض كنید كه به جناب زید بن مثلًا ارقم. این كارخانه فرض بكنید كه مثلًا فرش بافى كذا این ثبت آن مال چه كسى است؟ مال جناب بكر بن خالد است كه دیگرى نیاید تقلید كند. بروند مثلًا شكایت كنند. این را ثبت مىدهند.

