
جلسه ۱۱۱
فصل(3) في أن واجب الوجود إنيته ماهيته سوال و جواب ـ رفع انیّت و مسئله فناء و عین ثابت ـ و بحث مرحوم علامه طباطبایی و مرحوم علامه طهرانی
جلسه ۱۱۱
4مثل اینكه بعضىها مىگویند ما مىرویم مسافرت، حالا مىخواهد پانزده روز بماند ولى مىگوید ما قصد نمىكنیم. تو كه مىخواهى پنج روز از ده روز هم زیادتر بمانى. نفس همین كه مىخواهى بمانى، قصد است مىگویند آقا ما قصد نكردیم. مىگویم آقا چقدر مىخواهى بمانى؟ پانزده روز شاید بمانیم پس چه مىگویى؟ این چه قصدى است كه با پانزده روز هم پیدا نمىشود. خیال مىكنند قصد توطن اضافه بر آن نیتى كه دارند، چیز دیگرى است. نه جانم همان است. همین كه شما مىخواهید، یعنى قصد مىكنید. خواستن با قصد كردن دوتا نیست،
یك تابستانى بود، ماه رمضان، جایى تبلیغ رفتیم. یك شخصى آنجا بود، یك روز گفت آقا مىآیید بیرون برویم. بنده خدا مىخواست كه ما را ببرد و یك خُرده تفننى بشود. خسته شده بودیم. مىخواست محبت كند گفت بالا یك جایى هست، یك مزار شهدایى هست و قبرستانى فاتحه بخوانیم؛ و بعد هم یك جاى دیگرى هست. گفتیم، آقا قصد روزه چه مىشود؟ گفت ما فعلا نقطه اول را قصد مىكنیم،. گفتم بالأخره مىخواهید نقطه بعد بروید یا نه؟ این كلاه سر گذاشتن است. اگر به تو مىگفتند آقا بیا قبرستان فاتحه بخوان كه نمىآمدى پس تو آنجا منظورت است، ولى مىگفت نه ما قصد مىكنیم اینجا را، به نقطه اول كه رسیدیم بعد نقطه دوم را قصد مىكنیم، بعد قصد نقطه سوم را مىكنیم تا بالاى كوه برسیم. ما گفتیم با خودت، هر چه خودت مىدانى ما كار نداریم. ما اصلا نمىدانیم كجا مىخواهى ما را ببرى در من قصد نیست حالا خود دانى، براى شما هم كه مهم نیست. بله این همان مسافرت است. فرقى نمىكند.
(فاما ان یکون الکون داخلًا فیه و هو محال ضرورة امتناع ترکب الواجب) تركّب واجب لازم مىآید (او خارجا عنه) یا اینكه كَون در خارج، خارج از حقیقت واجب است وهوالمطلوب مطلوب ما هم همین است كه وجود واجب با تحقق خارجى واجب كه ذات اوست این دوتا است.
